ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

42

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

الصّبىّ الجاهل « . « داستان دنيا همچون داستان مار است ، كه سودن آن نرم و در درونش زهر كشنده است ، مرد عاقل از آن مىگريزد و كودك نادان به سوى آن مىگرايد » . و در وصف دنيا فرمود : « ما أصف من دار أوّلها عناء و آخرها فناء ، فى حلالها حساب و في حرامها عقاب ، من استغنى فيها فتن ، و من افتقر فيها حزن ، و من ساعاها فاتته ، و من قعد عنها أتته ، و بصر بها بصّرته ، و من أبصر إليها اعمته » . « چگونه وصف كنم خانه اى را كه اول آن رنج و آخر آن نيستى است ، حلال آن حساب و حرامش عقاب دارد ، غنى و بىنياز آن گرفتار و مفتون است ، و فقير و نيازمند آن محزون و غمگين است ، كسى كه در تحصيل آن كوشيد به آن نرسيد ، و كسى كه از طلبش باز ايستاد به او رو كرد ، كسى كه به عبرت و با ديدهء بصيرت به آن نگريست او را بينا و آگاه ساخت ، و كسى كه [ به چشم خريدارى ] به آن نظر كرد او را كور گردانيد » . و در بعضى از مواعظ خود فرمود : « دست از دنيا بدار كه دوستى دنيا آدمى را كور و كر و لال مىكند و گردنها را به بند ذلَّت و خوارى مىكشد ، پس باقيماندهء عمر خود را درياب و گذشته را جبران و تدارك كن ، و فردا و پس فردا مگوى ، كه پيشينيان به سبب آرزوها و امروز و فردا كردنها هلاك شدند ، تا امر خدا - مرگ - ناگهان در رسيد در حالى كه در غفلت به سر مىبردند ، سپس آنان را بر تابوتهاشان به گورهاى تنگ و تاريك در آوردند و اهل و اولادشان به خاكشان سپردند و پا از آنان كشيدند . پس با دلى بريده از همه چيز به سوى خدا بازگشت كن . كسى كه به دنيا پشت پا زند و آن را رها كند شكسته و درمانده نشود » . و فرمود : « زنهار زندگانى دنيا شما را نفريبد ، كه دنيا خانه اى است به رنج و بلا پيچيده و به ناپايدارى و فنا شناخته شده ، و به بىوفائى وصف كرده شده ، هر آنچه در آن است رو به زوال است ، و در ميان اهل آن دست به دست مىگردد ، احوال آن پاينده نيست ، و مهمانان آن از شرّش سالم نمىمانند ، اهل دنيا در همان حال كه در فراخى و راحتى و شادىاند در بلا و غرور گرفتارند ، حالاتش