ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

413

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 17 مواردى كه غيبت در آنها جايز است چون دانستى كه غيبت عبارت است از ياد كردن ديگرى به آنچه اگر بشنود خوشش نيايد ، اكنون بدان كه غيبت در صورتى حرام است كه به قصد آبرو ريزى يا تفريح و سرگرمى ، يا خنداندن مردم به وسيلهء آن باشد . و امّا اگر براى مقصود صحيحى باشد كه جز غيبت راهى به رسيدن آن وجود ندارد حرام نيست . و مقاصد و اغراض صحيحى كه غيبت را جايز و روا مىسازد چند چيز است : 1 - دادخواهى و تظلَّم در نزد كسى كه حكم و حكومت به دست اوست و مىتواند احقاق حق كند ، مانند قاضيان و مفتيان و حاكمان ، كه در نزد اينها نسبت ظلم و بدى به كسى دادن براى گرفتن حق جايز است ، به دليل قول پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم انّ لصاحب الحقّ مقالا « « براى صاحب حق سخنى است [ كه بايد سخن خود را بگويد ] » و نيز گفتار او صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « لىُّ الواجد يحلّ عرضه و عقوبته » « سرپيچانيدن و مسامحهء آدم دارا [ در اداى قرض خود ] شرافت و مجازات وى را مباح و روا مىسازد [ يعنى به طلبكار حق مىدهد كه آبروى كسى را كه مىتواند دين خود را بپردازد و مسامحه مىكند بريزد و درخواست بازداشت وى را بكند ] » . و وقتى هند در محضر آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم گفت : « ابو سفيان مردى بخيل است و به قدر كفايت به من و فرزندانم خرجى نمىدهد ، آيا مىتوانم بىآگاهى او از مالش برگيرم ؟ حضرت سخن او را بد و منكر نشمرد ، و فرمود : به اندازه اى كه تو و فرزندانت را كفايت كند به نحو نيكو برداشت كن » .