ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
414
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
2 - كمك كردن در رفع منكر و جلوگيرى از گناهان و برگرداندن گناهكار به صلاح ، در اين صورت ذكر بدى و غيبت تنها به قصد درست و صحيح جايز است وگر نه جايز نيست . 3 - براى خيرخواهى و راهنمائى كسى كه در امر ازدواج و سپردن امانت و امثال اينها مشورت مىكند . همچنين جرح كردن ( يعنى شهادت به عدم عدالت ) شاهد و مفتى و قاضى هر گاه دربارهء آنها سؤال شود . در اين صورت ذكر آنچه از عدم عدالت و اهليّت آنها براى فتوا دادن و قضاء مىداند جايز است به شرط آنكه به قصد صحيح و به نيّت ارشاد و راهنمائى باشد و انگيزهء حسد يا تلبيس و تزوير شيطانى در ميان نباشد ، و همچنين براى حفظ مسلمانان از شر و زيان يا سرايت فسق و بدعت . بنابراين كسى كه عالمى يا غير عالمى از مؤمنان را ببيند كه با بدكار يا فاسق يا بدعتگذارى رفت و آمد دارد ، و بترسد كه به وى زيانى برسد و فسق و بدعت او در اثر مصاحبت به وى سرايت كند ، جايز است كه او را از شر و فسق و بدعت وى آگاه سازد به شرطى كه انگيزهء او صرفا ترس از رسيدن شر و فساد يا سرايت فسق و بدعت به وى باشد . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « آيا از ذكر فاجر خوددارى مىكنيد تا مردم او را نشناسند ؟ وى را به آنچه در اوست ياد كنيد تا مردم از وى بر حذر باشند » . و از جمله چيزهايى كه در بر حذر داشتن مسلمانان و حفظ آنها از شر و ضرر داخل است اظهار عيبى است كه مىداند در كالاى مورد خريد و فروش هست ، هر چند فروشنده را خوش نيايد زيرا اظهار وى خريدار را از ضرر حفظ مىكند . مثلا شخصى را مىبيند كه مىخواهد مركبى بخرد و مىداند كه اين مال دزدى است يا عيب ديگرى دارد ، بايد آن را بر خريدار آشكار كند ، زيرا سكوت وى موجب زيان خريدار خواهد شد . 4 - ردّ كسى كه خود را به ديگرى منسوب نمايد و نسبتى با او نداشته باشد . 5 - ردّ اقوال اهل ضلالت يا رد دعوى باطل در دين . 6 - شهادت دادن عليه كسى كه فعل حرامى را مرتكب شده باشد ، در جائى كه بايد شهادت داد .