ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
379
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
را بطلبد آن هم از راه مشروع و بدون قصد عناد و ايذاء ، و در مخاصمه قدر حاجت را رعايت كند و زياده از آن سخنى نگويد . بدينسان كار وى حرام نيست ، اگر چه بهتر است طريق مخاصمه را ترك كند و راه ديگرى براى استيفاى حق خود بجويد ، زيرا نگاهداشت زبان در وقت مخاصمه ناممكن يا بسيار مشكل است . كه مخاصمه موجب برافروختن و تحريك خشم است ، و چون خشم به هيجان آيد مطلب اصلى از ميان مىرود ، و كينه بين دو طرف مستحكم مىشود تا جائى كه هر يك از خوشى و سرور ديگرى اندوهگين و از ناخوشى و ضرر ديگرى شاد مىگردد . بدين گونه خصومت خاستگاه همهء شرها و بديهاست ، و سزاوار است كه جز به وقت ضرورت و به اندازهء ضرورت در خصومت را نگشايند و اگر ضرور باشد از حد واجب تجاوز نكنند ، زيرا كمترين درجهء آن از پريشانى خاطر و مشغولى دل خالى نيست ، تا مىرسد به اينكه در نماز نيز مشغول مخاصمه با او مىگردد ، و نيز خصومت موجب طعن و اعتراض بر خصم ، و نسبت دادن جهل و كذب به او مىگردد ، زيرا كسى كه با ديگرى مخاصمه مىكند يا او را نادان و يا دروغگو مىشمارد ، و بنا بر اين سخنان بد و ناشايست به وى خواهد گفت ، و گفتار خوش و سخن نيك را از دست خواهد داد . و همچنين است در مورد مراء و جدال . و بالجمله : مراء و جدال و خصومت ، جز در موارد استثنايى ، از كارهاى ناپسند و سرچشمهء بيشتر شرها و فتنه هاست ، و از اين رو در اخبار از آنها ذم شديد شده است . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « من جادل في خصومة به غير علم ، لم يزل فى سخط حتّى ينزع » . « هر كه در مخاصمه اى بدون علم مجادله كند در خشم و ناخشنودى خداست تا دست بردارد » . و فرمود : « انّ ابغض الرّجال إلى اللَّه الألدّ الخصم » . « منفورترين مردم در نزد خداوند لجوج خصومتگر ( سخت خصومت ) است » . و فرمود : « ما أتاني جبرئيل قطَّ إلا و عظنى ، فآخر قوله لي : إيّاك و مشادّة النّاس ، فانّها تكشف العورة و تذهب بالعزّ » . « هيچگاه جبرئيل نزد من نيامد مگر مرا موعظه كرد و آخرين سخنش اين