ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
378
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِى الله بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلا هُدًى وَلا كِتابٍ مُنيرٍ » 22 : 8 ( حج ، 8 ) « از مردم كسانى هستند كه دربارهء خدا بدون علم و هدايت و كتاب روشنى بخش مجادله مىكنند » . و فرموده : « وَاذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فى حَديثٍ غَيْرِه » 6 : 68 ( انعام ، 68 ) « و چون كسانى را ببينى كه در آيات ما به ياوه گوئى فرو مىروند از آنها روى بگردان تا در سخنى غير از آن گفتگو كنند » . و خصومت نيز اگر به حق باشد ، يعنى براى استيفاى مال يا حق مسلَّمى باشد ، آن نيز ستوده و پسنديده است و از فضائل قوهء شهويّه به شمار مىآيد ، و اگر به باطل باشد ، يعنى متعلَّق به مدّعائى باشد كه دروغ يا بدون علم و يقين است مذموم است و از رذائل به شمار مىرود . پس خصومت مذموم در مورد مخاصمه اى است كه شخص مىداند حق با او نيست ، و امّا در آنچه نمىداند حق با اوست يا نه ، مانند خصومت وكيل قاضى ( وكيل تسخيرى ) ، كه پيش از آنكه بداند كه حق با كدام طرف است از هر طرفى وكيل مىشود ، و بدون علم و يقين به مخاصمه مىپردازد ، چنين شخصى مانند كسى است كه با حالت سرگشتگى مرتكب لغزشها و شبهات مىشود كه بىقصد و غرض به مسلمين زيان مىرساند ، و بدون عوض و زر و بال غير را متحمّل مىگردد ، و چنين كسى زيانكارترين مردم و بدبختترين آنها در آخرت است . همچنين خصومت مذموم شامل مخاصمهء كسى مىشود كه حق خود را مىطلبد ولى به قدر حاجت و ضرورت اكتفا نمىكند ، بلكه در خصومت به قصد تسلَّط و ايذاء لجاج و عناد مىكند ، و سخنان خود را با كلام ايذائى كه در اظهار حق و بيان دليل نيازى به آن نيست مىآميزد ، و نيز شامل كسى مىشود كه صرفا براى غلبه بر خصم و شكست او به مخاصمه برخاسته و حال آنكه آن مقدار از مال در نظر او كوچك و ناچيز است ، و بسا هست كه مىگويد قصدش عناد و غلبهء بر وى و ريختن آبروى اوست ، و چون اين مال را بگيرم دور مىاندازم ، و بنا بر اين غرض او عناد و لجاج است . پس خصومتى كه جايز است منحصر است به خصومتى كه مظلوم حق خود