ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
367
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
« سخن خير بگوئيد تا به آن شناخته شويد ، و كار خير كنيد تا اهل خير باشيد ، عجول و فاش كنندهء راز نباشيد ، زيرا خوبان شما كسانىاند كه وقتى به ايشان بنگرند به ياد خدا افتند ، و بدان شما سخن چينانىاند كه ميان دوستان جدائى افكنند و عيبجوى پاكان باشند » . تنبيه سخن چينى سخن چينى غالبا به اين گفته مىشود كه سخن كسى را كه پشت سر ديگرى گفته به وى باز گويد ، مثلا بگويد فلان دربارهء تو چنين و چنان گفت ؟ يا نسبت به تو چنين و چنان كرد ، و بدين سان نوع خاصّى از افشاء سرّ و پرده درى و متضمّن فساد يا بدگوئى و سعايت است . و گاه به شخصى كه پشت سر او سخن گفته شده اختصاص ندارد ، بلكه به كشف و افشاء آنچه مورد كراهت است اطلاق مىشود ، خواه كراهت كسى باشد كه از او نقل يا به او نقل مىشود يا كراهت شخص سوم و خواه كشف و افشاء به گفتار باشد يا به نوشتن يا به رمز و اشاره ، و خواه آنچه نقل شده از اعمال باشد يا از اقوال ، و خواه بر كسى كه از او نقل مىشود عيب و نقصى باشد يا نباشد . بنابراين سخن چينى مساوى است با فاش كردن راز و پرده درى و در اين صورت هر چه از احوال مردم ديده شود كه به افشاء آن راضى نباشند اشاعهء آن سخن چينى است . پس بر هر مسلمانى لازم است كه از آنچه از احوال ديگران مىداند سكوت كند ، مگر وقتى كه حكايت و نقل آن براى مسلمانى سودمند باشد يا از گناهى جلوگيرى شود . چنان كه اگر ببيند كسى مال ديگرى را مىبرد بر اوست كه براى حفظ حقّ صاحب مال گواهى دهد ، امّا اگر ببيند كه كسى مالى را براى خود پنهان مىكند ، باز گفتن آن سخن چينى و فاش كردن راز است . باعث سخن چينى غالبا بدخواهى نسبت به كسى است كه از وى سخن چينى مىشود ، و اين داخل در ايذاء است ، و گاهى انگيزهء آن اظهار محبّت به مخاطب است ، و يا براى تفريح و سرگرمى و وقت گذرانى و پرگوئى است ، و به هر حال