ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

34

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

ايشان مىآرايد تا صبر و شكيبائى را در كامشان تلخ سازد . و امّا دشمنى آن با دشمنان خدا به اين است كه در راه آنان دام افكنده و با مكر و فريب آنها را به كمند

--> بعضى مىپندارند كه نظم و سامان و آبادانى دنيا به اين است كه مردم هر چه بيشتر به آن روى آورند و به آن اهميت بدهند ، و حال آنكه همين حالت باعث تباهى و ويرانى دنيا مىشود . زيرا در اين حالت رقابت به ميان مىآيد و ارزش هر چيز در نظر مردم بيش از اندازهء حقيقىاش جلوه مىكند و باعث گمراهى مىشود . اما اگر مردم آن را فقط به عنوان وسيله بنگرند نه هدف ، و بدانند كه در دنيا جاويد نمىمانند و لذات دنيا موجب سعادت حقيقى و هميشگى آنها نيست و حالات دنيا دستخوش دگرگونى و غير قابل اعتماد است از آفات و صدمه هاى آن محفوظ و در امان خواهند بود . دين هم براى اصلاح دنيا همين راه را پيشنهاد مىكند يعنى مردم را به حقيقتى ماوراى اين دنيا يعنى زندگى جاويدى كه بعد از زندگى دنيا خواهند داشت متوجه مىكند ، و اين منافاتى با نظم و بهبود و پيشرفت در زندگى ندارد . پيشرفت در زندگى امرى است مطلوب و سودمند ، و اين باعث داناتر شدن و استفاده از موجودات جهان به نحو بهتر است و دين هم مخالف با اين نيست . آنچه مخالف دين و عقل است اين است كه انسان دنيا ، يعنى خوردن و پوشيدن و بهره بردارى از ماديات ، را مقصد اصلى خود قرار دهد و فعاليت او صرفا براى رسيدن به اين چيزها باشد . سرچشمهء همه گرفتاريها نياز به خوراك و پوشاك و مسكن است . و ديگر گرفتاريهاى دنيوى از اينهاست و محروم ماندن از تحصيل كمالات و فهم حقايق از اينجاست . شكم چرانى و شهوترانى و تجمل پرستى و سرگرمى به زرق و برق زندگى انگيزهء دنبال اموال دنيا دويدن و آنها را به كف آوردن و بر هم نهادن و وسيلهء تفاخر و نماياندن به مردم قرار دادن است و اينها شب و روز آسايش فكر و جسم را از آدمى سلب مىكند . اگر كسى تمام فكر و همتش متوجه دستيابى به اين امور باشد و جز اين هدف و مقصود ديگرى نداشته باشد چنين كسى از هيچ كار زشتى براى رسيدن به اين مقصود رو گردان نيست و به هيچ دستور دينى و اخلاقى پايبند نخواهد بود . آن كه دچار حسد و طمع و حرص و بخل است از دروغ و فريب و ستم و خيانت و شهوترانى چه باك دارد و براى راستى و درستى و عدالت و حقپرستى چه ارجى مىنهد .