ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
33
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
كه آن را آفريد نظر بر آن نيفكند ، چنان كه در اخبار آمده است ( 1 ) . و امّا دشمنى دنيا با دوستان خدا به اين است كه با زيورها و جلوه ها و خرّمىهايش خود را در نظر
--> ( 1 ) به زودى خبر اين معنى خواهد آمد . . مال دنيا بياوريم تا به سؤالى كه ممكن است در ذهن خلجان كند پاسخ داده باشيم ، و آن سؤال اين است كه در صورتى كه يكى از دو هدف دين اصلاح و منظم كردن دنياست چرا غالبا در دين از دنيا مذمت شده است ؟ پيش از آنكه به اين سؤال پاسخ داده شود تكرار اين نكته بجاست كه همچنانكه مؤلف ما قبلا دربارهء فضيلت گرسنگى متذكر شد چون طبع آدمى در مورد ميلها و شهوتها طرف افراط را خواستار است شرع در منع از آن مبالغه مىكند به نحوى كه جاهل مىپندارد طرف تفريط مطلوب است ، ليكن عالم در مىيابد كه مقصود حد وسط است . مثلا چون طبع آدمى نهايت سيرى را مىطلبد شرع گرسنگى را مىستايد تا در اين كشاكش كه طبع انگيزنده و شرع منع كننده است اعتدال و ميانه روى حاصل شود . اين مثال در مورد دنيا و مال دنيا و حبّ دنيا نيز صادق است . نظر اسلام دربارهء دنيا و مال دنيا : دنيا جاى زندگى و مال دنيا وسيلهء زندگى آدميان است لكن همان گونه كه جايگاه و وسيلهء زندگى است وسيلهء فريب و گرفتارى و هلاك نيز هست . آدميان از يك سو به دنيا و مال دنيا نيازمندند و در نظرشان جلوه مىكند و از سوى ديگر چون به دنبال آن مىروند تا به آن برسند دچار آفتها و صدمه هاى آن مىشوند . مفاسد و كارهاى زشت از دزدى و قتل و غارت و رشوه و ربا و دروغ و تقلب و حسد و حرص و طمع و . . . بر سر مال دنياست . بنابراين دنيا و مال دنيا كه محل و وسيلهء زندگى انسان است رسيدن يا نرسيدن به آن در زندگى و در حالات انسان مؤثر است يعنى اگر به آن برسد خود را بىنياز مىبيند و مغرور مىشود و طغيان مىكند و حالاتى مانند تكبر و طمع در او پديد مىآيد و كارهائى از قبيل تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى و افساد و عيّاشى از وى سر مىزند و اگر به آن نرسد دچار فقر و نوميدى و اندوه مىگردد و احساس پستى و خوارى مىكند و مرتكب كارهائى از قبيل دزدى و گدائى و فريب و خيانت و حيله و دروغ مىشود . پس از آنجا كه كسى از دنيا و مال دنيا بىنياز نيست و وقتى آن را به دست آورد از آفت و زيان ايمن نيست بايد سود و زيان آن را از هم باز شناسد .