ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
327
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
چارپائى را كه به كشتزار كسى وارد شده و كشت او را تباه مىكند جلوگيرى كند ، زيرا نام محتسب ( كسى كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند ) در اين جا بر او صدق نمىكند و آن كه مورد نهى واقع مىشود بايد كار در حق او زشت و منكر باشد ، و اين فقط در مورد انسان صادق است نه در مورد حيوانات . فصل 8 مراتب امر به معروف بدان كه امر به معروف و نهى از منكر را مراتبى است : 1 - انكار قلبى : به اينكه در دل منكر مرتكب معصيت باشد و او را دشمن بدارد . و اين مشروط است به اينكه نهى كننده علم داشته باشد و نهى شونده بر گناه اصرار و پا فشارى كند ( نادم و پشيمان نباشد ) . 2 - راهنمائى و شناساندن : به اينكه مرتكب منكر و گناه بداند كه اين كار معصيت است . زيرا بعضى از مردم به سبب جهل و نادانى مرتكب بعضى از معاصى مىشوند ، و اگر بدانند كه گناه است از آن خوددارى خواهند كرد . 3 - اظهار كراهت و نفرت از مرتكب گناه و كناره جوئى و دورى كردن از او . 4 - منع و انكار به زبان : ابتدا با پند و نصيحت ، و اگر اثر نكرد با ترساندن ، و بازداشتن تا آنجا كه نوبت به سخنان تند و درشت برسد . مثل اينكه بگويد : اى نادان اى احمق با پروردگارت مخالفت مكن در اينجا دامى بزرگ براى شيطان هست كه بسا بيشتر واعظان را شكار مىكند . بنابراين هر عالم اندرزگويى بايد اين دام را با نور بصيرت ببيند . آن دام اينست كه شيطان بهنگام وعظ و ارشاد در نزد او حاضر مىشود و خودبينى و برترى او را به سبب علمى كه دارد در دلش وسوسه مىكند و كسى را كه مورد موعظه قرار مىدهد نادان و خوار و پست مىنمايد . و چه بسا قصدش از وعظ خوار ساختن و جاهل شمردن طرف و اظهار بزرگى و شرافت خويش به داشتن علم باشد . و اين حالت آفتى است بزرگ و متضمّن كبر و ريا . و سزاوار است كه هر واعظ ديندارى از اين آفت غفلت نكند ، و با نور بصيرت عيوب