ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
281
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
نجات و بيرون شدن از حسد اين است كه ستم و تعدّى نكند . « ولى صحيح اين است كه امثال اين اخبار را بر قسم سوم حمل كنيم . و آن اين است كه نفس طبعا به زوال نعمت شادمان است با اينكه از جهت عقل و دين از آن كراهت دارد ، تا آنجا كه اين كراهت به مقابله و روياروئى با تمايل طبع مىكشد . زيرا ظاهر اخبار ذمّ حسد دلالت دارد بر اينكه هر حسودى گناهكار است ، و حسد عبارت است از صفت قلبى نه افعال ظاهرى . و حال آنكه بنا بر اين مذهب بر صفت قلب گناهى نيست ، بلكه گناه صرفا بر افعالى است كه از جوارح سر مىزند . از آنچه گفته شد روشن است كه براى هر كس نسبت به دشمنانش سه حالت مىتوان تصور كرد : اول : آنكه بدى و بد حالى آنها را مىخواهد و دوست دارد و شادى خود را با زبان و جوارح ظاهر مىسازد ، و آنچه را موجب ايذاء آنهاست با گفتار و كردار خود نشان مىدهد ، و اين نوع حسد قطعا ممنوع و حرام ، و صاحب آن يقينا گناهكار است . دوم : اينكه طبعا بد حالى آنها را دوست دارد ، ولى به واسطهء عقل خود از اين بدخواهى كراهت دارد ، و با خود مبارزه مىكند ، و اگر چاره اى براى بر طرف كردن اين ميل داشته باشد آن را زايل مىكند . اين گونه حسد مورد عفو است و صاحبش گناهكار نيست . سوم : ما بين اين دو نوع است : در دل حسد مىورزد بدون اينكه خود را بر آن حسد ملامت كند يا آن را در دل خود زشت و ناپسند شمارد ، و لكن جوارح خود را از صدور آثار حسد نگاه مىدارد . اين گونه حسد مورد اختلاف است . و حقيقت مطلب را چنان كه بيان شد دانستى . پيوست خيرخواهى ضدّ كينه و حسد نصيحت ( خيرخواهى ) است ، و آن عبارت است از دوست داشتن و خواستن دوام و بقاء خير و نعمت خدا براى مسلمانان ، و كراهت داشتن از رسيدن بدى و شر به آنها . و گاهى در اخبار به ارشاد و راهنمائى آنان در آنچه مصلحت و خير و سعادت آنهاست اطلاق شده است . و نصيحت به اين معنى لازمهء