ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
271
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 4 ميان علماء آخرت و خداشناسان حسدى نسبت به يكديگر وجود ندارد عوامل و اسبابى كه دربارهء حسد ذكر شد ميان اشخاصى است كه با يكديگر ارتباط دارند و از اين رو در مجالس و محافلى گرد مىآيند و در مقاصد و اغراضى مشترك و همسانند ، و چون در غرض يا مسأله اى با يكديگر مخالفت نمايند ، كينه ورزى پديد مىآيد ، و در اين هنگام يك طرف مىخواهد طرف ديگر را تحقير و بر او تكبّر كند ، و براى مخالفت با غرض وى در صدد مكافات بر مىآيد ، و از دست يا بى وى به نعمتى كه او را به مقصودش مىرساند ناخشنود است ، و در اين حال حسد تحقّق مىيابد . و از اين رو در ميان دو شخصى كه در دو شهر دور از هم زندگى مىكنند حسد پيش نمىآيد زيرا رابطه اى با هم ندارند . و ليكن اگر در يك جا در جوار هم قرار گيرند و بر سر مسائل و مقاصدى با هم برخورد كنند و مخالفتشان آشكار شود ، ميانشان دشمنى و كينه پديد مىآيد و بقيّهء اسباب حسد برانگيخته مىشود . و نيز مىبينى كه هر صنفى به صنف خود حسد مىبرد نه به ديگرى زيرا مقاصد يك صنف يكسان است و بر شغل و صنعت واحد مزاحم يكديگرند . پس عالم به عالم حسد مىبرد نه به عابد ، و تاجر به تاجر حسد مىبرد نه به ديگرى ، مگر به سببى ديگر غير از اشتراك بر آن حرفه . و همچنين هر كه حرص شديد بر حبّ جاه دارد و دوستدار آوازه و اشتهار در همهء اطراف عالم است و شوق يكتائى و تفرّد در فنّ خود دارد ،