ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

256

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

از آنهاست : حسد حسد ، آرزوى زوال نعمت از برادر مسلمان است از نعمتهائى كه صلاح او باشد . امّا اگر زوال نعمت را از او نخواهد بلكه مثل آن را براى خود بخواهد « غبطه و منافسه » است . و اگر زوال چيزى را از كسى بخواهد كه صلاح او نيست آن را « غيرت » خوانند . بيان تفصيلى آن اين است كه اگر انگيزهء حسد صرفا حرص بر اين باشد كه آن نعمت به تو برسد ، اين از پستى و زبونى قوهء شهويّه است ، و اگر انگيزهء آن تنها رسيدن مكروهى به محسود باشد از رذائل قوهء غضب است ، و از نتايج كينه - توزى است كه آن هم از نتايج خشم است ، و اگر باعث آن تركيبى است از هر دو ، اين از پستى و زبونى هر دو قوّه است . و ضدّ حسد ، نصيحت و خيرخواهى است يعنى خواستن دوام نعمت خداوند بر برادر مسلمانت ، كه صلاح او در آن است . و شكَّى نيست كه حكم قطعى به اينكه اين نعمت صلاح است يا فساد ممكن نيست . چه بسا كه چيزى در آغاز و در نظر اول نعمت شمرده شود و سرانجام بر صاحب خود و بال و فساد باشد . پس ملاك و مناط در اين امر ظن و گمان غالب است ، و بنابراين اگر ظنّ غالب اين است كه به صلاح اوست ، خواستن زوال آن حسد است و خواستن دوام و بقاء آن خيرخواهى است ، و آنچه گمان رود كه موجب فساد باشد ، خواستن زوال آن غيرت است . امّا آنچه صلاح و فساد آن بر تو مشتبه است زوال و بقاء نعمت را براى برادرت مخواه مگر اينكه آن را به شرط صلاح مقيّد كنى تا از حكم حسد رهايى يا بى و حكم خيرخواهى برايت حاصل شود . و معيار در نصيحت و خيرخواهى اين است كه آنچه را براى خود مىخواهى براى برادر خود نيز بخواهى و آنچه را براى خود نمىخواهى و نمىپسندى براى او نيز نخواهى و نپسندى . و معيار در حسد اين است كه آنچه را براى خود نمىخواهى براى او بخواهى ، و آنچه را براى خود مىخواهى براى او نخواهى .