ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

257

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 1 مذمت حسد حسد سختترين و دشوارترين بيماريهاى روانى و بدترين و پليدترين رذايل است ، و صاحب خود را به عقوبت دنيا و عذاب آخرت گرفتار مىسازد . زيرا در دنيا لحظه اى از حزن و الم خالى نيست و به هر نعمتى كه در دست ديگران مىبيند رنج مىبرد ، و نعمتهاى خداى تعالى نامتناهى است و هرگز از بندگان بريده و منقطع نمىشود ، پس حسود پيوسته در اندوه و رنج است . و و بال و سرانجام بد آن گريبانگير خود او خواهد شد و اصلا به محسود ضررى نمىرساند ، بلكه موجب ازدياد حسنات و بالا رفتن درجات او مىشود از اين رو كه حسود بر او عيب مىگيرد ، و آنچه در شرع جايز نيست دربارهء او مىگويد ، پس نسبت به او ظالم است و قسمتى از وزر و و بال محسود را بر دوش خود مىگيرد ، و اعمال شايستهء خود را به دفتر اعمال او منتقل مىسازد ، بنابراين حسد وى براى محسود جز خير و نفع اثرى ندارد . و با وجود اين در مقام عناد و ضديّت با آفريدگار و پروردگار بندگان است ، زيرا اوست كه نعمتها و خيرات را بر بندگان چنان كه اراده فرموده به مقتضاى حكمت و مصلحت خود ارزانى داشته است ، پس حكمت حق و كامل او چنين اقتضا كرده كه آن نعمت بر آن بنده حاصل و باقى باشد ، و حسود بيچاره زوال آن را مىخواهد . و آيا اين چيزى جز ناخشنودى از قضاء الهى در برترى دادن بعضى بندگان بر بعضى ديگر است ؟ و اين نيست مگر آرزوى قطع فيوضات الهى