ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
168
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
حالشان از ميراث بران بهتر بوده ، و بداند كه فرزندش اگر صالح و با تقوا باشد خداوند او را كافى و كارساز است ، و اگر فاسق و تبهكار باشد از مال پدر در راه گناه و معصيت كمك مىگيرد و مظلمهء آن به پدر برمىگردد . و معالجهء حبّ مال از حيث مال بودن به اين طريق است كه در مقاصد مال و اينكه براى چه خلق شده بنگرد ، و در نتيجه جز به قدر حاجت نگاه ندارد و باقى را بر مستحقّان بذل كند تا به ثواب جاويد آخرت برسد . دنباله بدان كه بذل و انفاق اموال كه لازمه و نتيجهء صفت جود و سخاوت است شامل امورى چند است كه بعضى واجب و بعضى مستحب است . و در خصوص فضيلت هر يك از آنها اخبارى وارد شده كه براى تأكيد در بيان فضيلت سخاوت بايد به آنها اشاره كنيم و بعضى از آداب و نكات باطنى آنها را ذكر كنيم ، و احكام و شرايط ظاهرى آنها را به كتب فقهى احاله مىنمائيم . بنابراين [ در بيان بعضى از آداب و نكته هاى باطنى ] مىگوئيم : امّا امور واجب ، اول آنها زكات است : زكات [ 1 ] آيات و اخبارى كه در مذمّت تارك زكات و مدح ادا كنندهء آن رسيده بسيار است . خداى سبحان مىفرمايد :
--> [ 1 ] زكات در لغت به دو معنى است : يكى فزونى و نماء ، و ديگرى طهارت . و در اصطلاح ( كه در قرآن غالبا همراه صلوة آمده است ) به معنى انفاق مالى است كه به معنى اخص در لسان شرع صدقه گفته مىشود و به طلا و نقره و گندم و جو و خرما و كشمش و شتر و گاو و گوسفند در صورتى كه به حد نصاب برسد تعلق مىگيرد و مقدار معين و مصارف خاصى دارد . صدقه يا زكات با تطهير و تزكيه ارتباط دارد ، به دليل اين قول خداى تعالى : « خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها » 9 : 103 ( توبه ، 103 ) .