ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

15

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

گرفتار سازد و در نتيجه نيروى وهم ، عقل را در خدمت شهوت در آورد ، و حال آنكه خدا عقل را آفريده تا مطاع باشد نه خدمتگزار شهوت . و اين بيمارى دلهائى است كه از محبّت خدا و از همّتهاى عالى خالى و بىنصيب است . و بايد از مبادى شهوت يعنى فكر و نظر كردن دربارهء آن احتراز نمود ، زيرا اگر شهوت به هيجان آمد و استوار شد دفع آن دشوار است ، و همچنين است دوستى جاه و مال و ملك و فرزند . و مثل كسى كه آن را از همان آغاز انگيزش در هم شكند مانند كسى است كه عنان مركبى را از آغاز ورود به جائى به دست گيرد كه بازداشتن آن با كشيدن عنان آسان است ، و مثل كسى كه بخواهد شهوت را بعد از استحكام و ريشه دار شدن معالجه كند مانند كسى است كه آن چارپا را واگذارد تا داخل خانه شود و آنگاه دم او را بگيرد و بخواهد از عقب بيرون كشد ، چه تفاوت بزرگى است بين اين دو حال از حيث آسانى و دشوارى . پس احتراز و احتياط بايد در ابتداى كار باشد كه در اواخر جز با كوشش شديد كه نزديك به جان كندن است علاج نمىپذيرد . و گاهى افراط اين شهوت گروهى را بر آن مىدارد كه غذاهاى مقوّى مىخورند تا نيروى بيشتر براى آميزش پيدا كنند ، اينان مانند كسانى هستند كه به چنگ درندگان گرفتار شده‌اند و در بعضى اوقات كه آن درندگان از ايشان غافل شوند حيله ها كنند تا آنها را به هيجان و حمله آورند ، و پس از تهييج و برانگيختن آنها به علاج و اصلاح آنها پردازند . به تجربه رسيده است كه كسى كه مطيع و منقاد اين شهوت گردد و در افزودن وسائل تهييج آن و تزويج زنان و تجديد آنان و تخيّل و نگريستن و خوردن غذاها و داروهاى محرّك بكوشد بدن او ضعيف و بيمار و عمرش كوتاه مىشود ، و افراط آن گاه به سقوط آن قوه و اختلال در قواى فكرى و فساد عقل منجر مىگردد - چنان كه در كتابهاى طبّى اثبات شده است - و آميزش براى مغز او هر چيز زيانبارتر است ، زيرا جلب قسمتى از مواد معنوى به آنجا مربوط است . و از اين رو غزّالى اين شهوت را به عامل و كارگزار ظالمى تشبيه كرده كه پادشاه او را مطلق العنان كند و وى را از ظلم باز ندارد و او به تدريج همهء اموال رعايا را بگيرد و