ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

135

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

« و امّا خواهنده را از خود مران » . و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : « لا تردّوا السّائل و لو بشقّ تمرة » « سائل را از خود مرانيد اگر چه به دادن نصف خرمائى باشد » . و فرمود : « لو لا أنّ السّائل يكذب ما قدّس من ردّه » « اگر دروغگوئى گدايان نبود هر كه نوميد و ردّشان مىكرد تقديس نمىشد » . و فرمود : « للسّائل حقّ و إن جاء على الفرس » « خواهنده حقّى دارد اگر چه بر مركبى سوار باشد و بيايد » . و فرمود : « سائل را رد مكنيد اگر چه به پاچهء سوخته باشد » . و اگر سؤال مطلقا حرام بود خدا و رسول او اجازه نمىدادند كه گناهكار بر گناه يارى شود . امّا حاجتى كه سؤال را تجويز مىكند : يكى آن است كه به حدّ اضطرار رسيده باشد مانند سؤال گرسنه اى كه اگر قوت و غذائى نيابد بيم مرگ يا بيمارى او مىرود ، و سؤال برهنه اى كه تنپوشى ندارد و از سرما و گرما ترس از تلف شدن يا بيمارى دارد . ديگر آنكه به اين حد نمىرسد ، و اين نيز دو گونه است : يا حاجت مهمّى است مثل احتياج به بالاپوش در زمستان كه اگر نباشد از سرما رنج مىبرد گو اينكه به حدّ ضرورت نرسيده باشد ، و احتياج به مركب ، با اينكه مىتواند به مشقّت و سختى پياده برود . يا حاجت غير مهم است مثل احتياج به نان خورش با وجود نان . ظاهرا در همهء اين موارد سؤال جايز است ( با اينكه در صورت اول سؤال رجحان دارد ، و در دوم مباح است ، و در سوم مكروه است ) ، به شرطى كه از محذوراتى كه ذكر كرديم ، يعنى اظهار شكايت و ذلَّت خود و اذيّت ديگرى خالى باشد ، و اين محذورات به اين نحو بر طرف مىشود كه احتياج خود را به كنايه و تعريض بفهماند نه به تصريح ، آن هم پس از شكر و سپاس خداوند ، و نزد بعضى از دوستان يا سخاوتمندان اظهار كند و از مردم بىنيازى نمايد ، زيرا سؤال از دوست موجب خوارى و ذلَّت نيست ، و سخاوتمند از سؤال ناراحت و آزرده نمىشود بلكه شاد مىگردد . نكتهء ديگر اين است كه آنچه ذكر شد دربارهء سؤالى است كه در همان وقت به آن احتياج داشته باشد ، و امّا سؤالى كه در آينده به آن احتياج پيدا خواهد كرد ، اگر اين نياز مربوط به يكسال بعد باشد قطعا حرام است ، و اگر مربوط به قبل از آن و در عرض سال باشد ، اگر سؤال بعد از رسيدن وقت احتياج ممكن باشد حلال نيست ،