ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

114

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

گيسوانشان به درّ و ياقوت بافته ، چوبدستى از نور به دستشان بر منبرها سخن مىگويند ، و چون انبياء آنان را ببينند گويند : اينان فرشتگانند ، و فرشتگان گويند : اينان پيغمبرانند ، امّا خود ايشان مىگويند : ما نه فرشته‌ايم و نه پيامبر بلكه فقراى امّت محمّديم صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، مىپرسند : چگونه به اين كرامت نائل شديد ؟ پاسخ مىدهند : « ما نه اعمال سخت و بسيار داشته‌ايم ، و نه همواره روزه بوده‌ايم و نه شبها به عبادت برخاستيم ، و ليكن نماز پنجگانه را به پا داشتيم ، و چون نام محمّد صلى اللَّه عليه و آله را مىشنيديم اشكها بر رخسارهاى ما روان مىشد » . و فرمود : « پروردگارم با من سخن گفت و فرمود : اى محمّد ، هر گاه بنده اى را دوست داشته باشم ، سه چيز به او مىدهم : دلى محزون ، و تنى رنجور ، و دستى تهى از مال دنيا . و هر گاه بنده اى را دشمن بدارم ، به او سه چيز مىدهم : دلى شاد ، و بدنى صحيح ، و دستى پر از مال دنيا » . و فرمود : « مردم همه مشتاق بهشتند و بهشت مشتاق فقيران است » . و فرمود : « الفقر فخرى » « فقر فخر من است [ 1 ] » . و فرمود : « تحفة المؤمن في الدّنيا الفقر »

--> [ 1 ] دربارهء اين فقر ( كه مايهء فخر افتخار آدميان رسول گرامى اسلام ( ص ) است ) سعدى در گلستان ( جدال سعدى با يكى در صورت درويشان و نه بر سيرت ايشان ، باب هفتم در تأثير تربيت ) از زبان مدّعى مىگويد : گفت : نشنيده اى كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « الفقر فخرى » گفتم : « خاموش ، كه اشارهء خواجه ( ع ) به فقر طايفه اى است كه مردان ميدان رضااند و تسليم تير قضا ، نه اينان كه خرقهء ابرار پوشند و لقمهء ادرار نوشند . درويش بىمعرفت نيارامد تا فقرش به كفر انجامد . كاد الفقر ان يكون كفرا . بدين گونه اين معنى چهارم فقر است ( از گفتار راغب اصفهانى كه ذكر كرديم ) . اما تفسير ديگرى نيز از قول رسول اكرم ( ص ) ( الفقر فخرى ) مىتوان كرد كه به معنى دوم ( نداشتن اسباب دنيوى ) حمل مىشود از اين رو كه براى شخصيت عظيم رسول خدا ( ص ) فضيلت و افتخار و بلكه معجزه است كه با وجود قدرت براى دستيابى به بزرگترين ثروتها ، چنان كه حتى در مكه از جانب قريش به او پيشنهاد شد ، سبكبار مىزيست تا روح عظيمش سبكبال در فضاى قدس ملكوت پرواز كند و اندك گردى از دنيا بر دامن بس پاكش ننشيند . و با فقيران مساوات و مواسات مىكرد تا رنج فقر و تنگى معيشت را كمتر احساس كنند و اين بار فقر را با زحمت و سختى بار رسالت به تنهائى بر دوش مىكشيد ، و نكته هائى ديگر . . . م .