ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
38
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
نمىپذيرد [ 1 ] زيرا عين حقيقت است و حقيقت را نابودى و فنا نيست چنان كه معلَّم اوّل [ 2 ] [ ارسطو ] و غير او به آن تصريح كردهاند ، و دليل آن آشكار است .
--> [ 1 ] دربارهء بقاى نفس دلائل متعددى اقامه شده است كه بيشتر آنها نتيجهء جوهريت و تجرد نفس است . از جمله يكى اين است كه هر چه مركب و داراى اجزاء است ( جسم ) دستخوش انحلال و نابودى است ، لكن نفس كه بسيط و بدون اجزاء است در معرض نابودى و زوال و فنا نيست . م . [ 2 ] قول مؤلف خالى از مسامحه نيست . ارسطو نفس را صورت بدن مىداند و صورت و ماده واحد يگانه اى را تشكيل مىدهند كه جدا شدن و باقى ماندن يكى از آنها در عالم خارج امكانناپذير است و بنا بر اين بقاى نفس افراد انسان بر حسب نظام فلسفى ارسطو مشكل است . در واقع ، بعضى از فلاسفهء اسلامى گاهى عقايد و آرايى به ارسطو نسبت دادهاند كه از او نيست . در اينجا مناسب و بجا بود كه نام افلاطون ذكر مىشد كه معتقد به تجرد نفس و بقاى آن بوده و در رسالهء « فدون » چند دليل براى آن آورده است . م .