ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

39

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 3 لذت و ألم نفس پس از شناخت تجرّد نفس و بقاء جاودانى آن ، بايد بدانى كه نفس [ بعد از جدائى از بدن ] يا در لذّت و نعمت هميشگى يا در عذاب و درد جاويد خواهد بود . و التذاذ نفس بسته به اين است كه به كمال درخور خود نائل شده باشد ، و چون نفس دو قوهء نظرى و عملى دارد ، كمال قوهء نظرى احاطه به حقايق موجودات و مراتب آنها و آگاهى به جزئيّات نامتناهى از طريق ادارك كلَّيّات آنهاست . و پيشرفت و ترقّى نفس به وسيلهء معرفت مطلوب حقيقى و غايت كلّ [ هستى ] حاصل مىشود تا اينكه به مقام توحيد برسد و از وسوسه هاى شيطان رها گردد و قلبش به نور عرفان روشنى و آرامش يابد . اين مرتبهء كمال همان حكمت نظرى است . و كمال قوهء عملى تخليه و پاكسازى آن است از رذائل و صفات پست و آراستن آن به اخلاق پسنديده و سپس پيشرفت به سوى تطهير و تزكيهء درون و خالى كردن باطن از غير خداى سبحان . و اين همان حكمت عملى است كه اين كتاب مشتمل بربيان آن است . و كمال قوهء نظرى به منزلهء صورت و كمال قوهء عملى به منزلهء مادّهء است [ 1 ] ،

--> [ 1 ] ماده و صورت در اينجا به معنى ارسطويى است ، كه در عالم خارج روى هم رفته شيء يگانه اى را تشكيل مىدهند و تمايز آنها تنها در فكر و به وسيلهء انتزاع امكان دارد . مثلا ميز از چوب ( ماده ) و هيأت ميزى ( صورت ) تشكيل شده است كه در عالم خارج از هم