ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
18
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
عصر است ، به رغم اينكه فلاسفهء اشراقى در آن اعصار به حسن بيان و قوّت اسلوب شهرت داشتند ، مخصوصا در عصر پيش از عصر مؤلَّف ، مانند سيّد داماد متوفّى در سال 1041 ، و شاگرد نابغهء جليل او مولى صدرا كه پيش از اين از وى ياد كرديم ، تا آنجا كه اوّلى امير بيان ناميده مىشد و شايد دومى به اين لقب سزاوارتر است ، جز اينكه مؤلَّف ما هر چند از آبشخور فلاسفه سيراب شده است در عداد آنان به شمار نمىآيد . و بسا اتّفاق مىافتد كه براى راحت طلبى متن عبارات ديگران را اقتباس مىكند و اين شيوهء راحت طلبانه نزد مؤلَّفان اخلاقى معمول است ، و گوئى كتب آنان بين همگيشان مشاع و مشترك است ، يا اينكه غرض و اهتمامشان ارائهء انديشه است همانند عذرى كه در نقل احاديث دارند . و به اين مناسبت مىگوئيم : در اثناء تصحيح كتاب بسيارى از الفاظ و عبارات يافتيم كه در زبان عربى رو او مجاز نيست ، مانند كلمهء « القادسة » و « الهلاكة » ، و بهتر ديديم كه از جهت رعايت امانت نقل همان گونه باقى بگذاريم و اشاره اى هم به آن نكنيم ، و مانند كلمهء « سيّما » كه تصحيح آن را مرجّح دانستيم و كلمهء « لا » را بين دو كمان قرار داديم تا اشاره باشد بر اينكه افزودهء ماست . و چون امانت نقل عذر ما در اين كار است ، لازم است تصريح كنيم كه بيشتر عناوين كتاب را ما وضع كرديم نه مؤلَّف . و امّا اسلوب علمى كتاب اين است كه مؤلَّف از آغاز تا پايان بنياد آن را بر نظريهء اخلاقى « حدّ وسط و دو طرف افراط و تفريط » نهاده است . اين نظريّه ميراث فلسفهء يونانى است و خود مؤلَّف در بخش اول صفحهء 59 از آن بحث كرده است و ما حقّ نداريم كه در اين باره مناقشه كنيم ، و اين روش مخصوص تنها اين كتاب نيست ، زيرا موضع او در اعتماد بر اين نظريهء اساسى همان موضع ديگر كتب اخلاق علمى اسلامى است . لكن امتياز اين كتاب اين است كه مؤلف - پس از آنكه به روش اسلاف خود بحثى فلسفى دربارهء نفس و قواى آن ، و خير و سعادت ، و فضائل و رذائل در دو باب اول و دوم كرد - اساس تقسيم كتاب را بر قواى سه گانه : عاقله و شهويّه و غضبيّه نهاد ، به اين دليل كه « همهء فضائل و رذائل وابسته به اين قواى سه گانه است » ( 1 - 112 ) آنگاه براى هر قوّه اى اجناس فضائل و رذائل متعلَّق به آنها را