ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

15

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

آنكه به وسيلهء اين شعله هاى فروزان گداخته و ذوب شود شعله هاى آن را در خود خاموش مىكند و به جمود بر بديها و زشتيها مىافزايد . و معتقدم كه در اين نظر كه دربارهء كتب اخلاقى اظهار كردم مبالغه و اغراق - گوئى نيست ، ولى با اين همه به بعضى از افراد يعنى شايستگان و جوانمردان و زنده دلان ستم روا نمىدارم ، زيرا آنان را مىيابيم كه با سخنى اخلاقى كه شخص مورد اعتمادى به آنها بگويد متأثّر و دگرگون مىشوند و با اخلاص ، كوششهاى مؤلَّفان اخلاق را تتبّع مىكنند ، تا خطاى خويش بشناسند و خود را تهذيب كنند . از اين رو انصاف اين است كه به علماى اخلاق حق دهيم و از آنان براى تأليفاتشان قدردانى كنيم ، زيرا معتقديم كه كار باطل و بيهوده اى نكرده‌اند ، بلكه حق اين است كه كار و كوشش آنان ارزش بزرگى دارد ، و اينكه بعضى از جوانان پاك - سرشت و نيك كردار دعوت آنان را مىپذيرند كافى است ، و اين تأثير تربيت هر چند اندك باشد باز هم ارزشى معنوى دارد كه چيزى در اين دنيا با آن برابرى نتواند كرد . بلكه سير و پيشرفت حيات انسانى متوقّف است بر همين تأثير و تأثّر ، اگر چه محدود باشد ، و پيشرفت اجتماعى كه براى مردمى در برخى فترتها و زمانها حاصل مىشود جز نتيجه اى از نتايج اين تأثير و تأثّر محدود نيست . با وجود اين ، بايد دانست كه تأثير دعوت اخلاقى به همين مقدار محدود نيز صرفا ناشى از پر بودن كتاب از نظريّات اخلاقى نيست ، بلكه روحيّه و شخصيّت خود مؤلَّف تأثير بزرگترى در جذب دلهاى جوانان پاك طينت به خير و نيكى دارد . و از اين رو شرط كرده‌اند كه واعظ بايد متّعظ يعنى عامل به پند و اندرزى كه مىدهد باشد . و شايسته است كه مراتب كتب اخلاقى بر اين اساس تعيين شود ، زيرا نظريّات فلسفى و استوارى تأليف و تمركز داشتن آن بر مبادى علمى - در نظر صاحبدلان - آن اهميّت اخلاقى را كه روحيّهء مؤلَّف دارد دارا نيست و نمىتوان آن را با اثر اخلاقيى كه از شخصيّت مؤلَّف و تأثير اقوال او حاصل مىشود مقايسه كرد . مثلا شهرت و اهميّت « مجموعهء ورّام » دليلى ندارد جز اينكه از دلى