ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

3

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

زندگى خود مرتّب ميان حجرهء خويش و جلسات درس رفت و آمد مىكرد ، چيزى نمىدانستند . سرانجام چيزى از حال وى بر آنها معلوم نشد مگر لباس پاره و كهنه اى كه حاكى از چهرهء فقيرانهء او در ميان هزاران طلبهء علم بود ، و توجّه آنان و توجّه مردم را بر نمىانگيخت . طبيعى است كه تاريخ چيزى دربارهء اين دورهء زندگى وى ثبت نكرده باشد ، و چنين است حال هر طالب علم ، مادام كه به مرتبه اى نرسيده باشد كه طلاب در تدريس يا مردم در تقليد به او مراجعه كنند ، يا تأليفات شهرت آور نداشته باشد . بعد از اين موقع است كه شناخت حيات مرد دانشمند آغاز مىشود و آثارش پديدار مىگردد و نامش مىدرخشد . با اين همه ، دربارهء نراقى مىدانيم كه پيشينترين استادان وى كه بيش از همه از محضرش بهره مىبرده مولى اسماعيل خاجوئى است . و مقرّ اين استاد در اصفهان بوده و در آنجا در گذشته و به خاك سپرده شده است ، و ظاهرا اين استاد هرگز اصفهان را ترك نكرده است ، حتّى در فاجعهء حملهء افغانها به آنجا ( در سال 1134 ) كه چنان جنايتى مرتكب شدند كه تاريخ نظير آن را گزارش نداده است . بنابراين ظهور و رشد علمى نراقى در آغاز تحصيلش در اصفهان نزد اين استاد بزرگوار بوده است . و ظاهرا فلسفه را در محضر او خوانده است ، زيرا خاجوئى از استادان معروف فلسفه بوده كه تلمّذ آنان در اين عصر به مولى صدر الدين شيرازى صاحب « اسفار » مىرسد . يكى از شاگردان صدر الدّين ، مولى محراب ، الهى معروف ، است كه به سبب قول به وحدت وجود طرد شد ، و هنگامى كه پنهانى به يكى از عتبات مقدّسه رفته بود ، شيخ عابدى را در حرم ديد كه مشغول لعن ملا صدرا و ملا محراب بود ، و چون از سبب لعن و نفرين آن دو پرسيد پاسخ شنيد : براى اينكه اين دو قائل به « وحدت واجب الوجود » بودند . ملا محراب به تمسخر گفت : حقّا آن دو سزاوار لعنت و نفريناند نراقى همچنين - ظاهرا در همان اصفهان - نزد دو عالم بزرگ : شيخ محمّد بن حكيم حاج محمد زمان و شيخ محمّد هرندى ، كه هر دو از استادان فلسفه بودند ، درس خوانده است .