ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
مقدمة المترجم 16
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و شرط است . درست در مقابل طرز تفكَّر كانت ، معتقدان به أصالت نفع مىگويند درستى يا نادرستى يك عمل را بايد از خوبى يا بدى فاعل آن عمل ( انگيزه ) جدا كرد . اگر كارى نتايج و آثار نامطلوب دارد به عقيدهء آنها اين كار با وجود اينكه از روى حسن نيّت انجام شده است ، نادرست است . بنابراين اصل اساسى نظريهء أصالت نفع اين است كه آثار و نتايج اعمال بايد مورد توجّه باشد . اگر عملى آثار و نتايج سودمند بيش از آثار و نتايج زيانآور حاصل كند درست است و گر نه نادرست است . پس ملاك درستى يا نادرستى يك عمل نتايج آن است نه انگيزه اى كه سبب انجام آن شده است . امّا كسانى ، نظير افلاطون ، كه ملاك اخلاقى بودن را خود فعل مىدانند مىگويند آدمى بايد خير و شر را بشناسد و كشف طبيعت خير امرى است عقلى ، و شر و بد كارى نتيجهء جهل يعنى عدم شناسائى خير است . به اين ترتيب قوانين اخلاقى مطلق و عينى است و خوبى يك صفت مطلق است . آدمى يا خير را مىشناسد و خوب عمل مىكند و يا به خير معرفت ندارد و بد عمل مىكند ( اين نظريه در مقابل نظر كسانى است كه اخلاق را نسبى مىدانند ) . كسانى كه به حسن و قبح ذاتى افعال معتقدند تقريبا چنين نظرى دارند . ما از انتقادهايى كه به هر يك از نظريه هاى مذكور وارد است صرف نظر مىكنيم و تنها مىگوئيم كه در اسلام اين هر سه جنبه يعنى انگيزه و نتيجه و خود فعل با هم مورد توجّه است و فعل اخلاقى در واقع هر سه عامل را در بر دارد . منتهى بايد بيان صحيحى از آنها كرد . البته اعمال به نيّات بستگى دارد ( انّمَا الاْءعْمالُ بِالنّيّاتِ ) و ليكن نيّت به خودى خود اگر همراه آهنگ عمل و عزم و تصميم بر فعل نباشد چيزى نيست و نمىتوان آن را خوب يا بد و اخلاقى يا ضدّ اخلاقى ناميد . امّا در مورد نتيجه لازم نيست مانند سود انگاران نتيجه را با ديد مادّى و دنيوى و با محاسبهء سوداگرانه بنگريم . نتيجهء فعل اخلاقى اگر رضاى خداوند باشد ( چنان كه در تعاليم اخلاقى اسلام چنين است ) نه با انگيزه و نيّت تقابل و تضادّ دارد و نه فعل را مشوب به امور غير اخلاقى مىكند .