ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
مقدمة المترجم 14
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
بيان اوّل ، انسان از فعل خود كسب زيبائى مىكند و بنابر بيان دوم ، فعل از انسان كسب زيبائى مىكند . و به هر دو صورت در اين نظريه روى زيبائى تكيه شده و اخلاق از مقولهء زيبائى شمرده شده و اخلاق خوب زيباست . بعضى ديگر معيار اخلاق را عقل دانستهاند . فعل اخلاقى عقلانى است يعنى از مبدأ عقل سرچشمه گرفته است نه از مبدأ شهوت و غضب و واهمه . كسانى كه ملاك اخلاق را اعتدال يا حدّ وسط دانستهاند ( كه بر رأس آنها ارسطوست ) در واقع پاى عقل را به ميان كشيدهاند . عقل قواى بدن را اگر در حال افراط يا تفريط باشد به تعادل و اعتدال برمىگرداند . پس كار اخلاقى آن است كه به حكم عقل صورت گيرد . نظريهء ديگرى هست كه كانت آن را بيان كرده است . وى معتقد است كه فعل اخلاقى آن است كه صرفا به حكم حسّ تكليف انجام شود نه از روى تمايلات يا عادت . تكليف از ناحيهء وجدان سرچشمه مىگيرد و وجدان همان است كه در فطرت هر كس وجود دارد . وجدان آدمى يك سلسله تكاليف بر عهدهء انسان مىگذارد ، و هر كارى كه انسان از روى حسّ تكليف انجام دهد آن فعل اخلاقى است . كانت به وجدان اخلاقى اعتقاد راسخ داشت و آن را باشگفتى و اعجاب تلقّى مىكرد ، در عبارتى گفته است : « دو چيز است كه انسان را همواره به اعجاب مىآورد : آسمان پرستاره اى كه بر بالاى سرما قرار گرفته است و وجدانى كه در درون ما قرار دارد » . از عبارات او دربارهء تكليف كه وجدان اخلاقى ما را به آن الزام مىكند اين است : « اى تكليف ، اى نام بلند بزرگ ، خوش آيند و دلربا نيستى امّا از مردم طلب اطاعت مىكنى . . . اى تكليف ، اصلى كه شايستهء تست و از آن برخاسته اى كدام است ؟ ريشهء نژاد ارجمند تو را كجا بايد يافت كه او با كمال مناعت از خويشاوندى با تمايلات يكسره گريزان است و ارزش حقيقى كه مردم بتوانند به خود بدهند شرط واجبش از همان اصل و ريشه برمىآيد . . . آن اصل همانا شخصيت انسان يعين مختار بودن و استقلال نفس او در مقابل دستگاه طبيعت مىباشد » . در اين نظريه ها يك مطلب مورد اتّفاق است و آن اين است كه اخلاق