مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
34
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - مشكلى پرسيدم ، برساند . توقيعى به خط صاحب الزمان عليه السلام براي من بيرون آمد به اين مضمون : 1 - اما دربارهء اين كه از من پرسيدى ( خدايت رهبرى كند وپايدار دارد ) راجع به امر منكران من از خاندان وعموزادگان خودم . بدان كه ميان خدا وكسى خويشاوندى نيست وهر كس مرا منكر باشد ، از من نيست وروش أو روش زادهء نوح عليه السلام است . 2 - روش عمويم جعفر وفرزندانش ، روش برادران يوسف عليه السلام است . 3 - نوشيدن آبجو حرام است وشلمك يا سلمك ( گياهى مدر وداراى مواد مسكر ) عيب ندارد . أموال شما را براي آن مىپذيريم كه شما پاك شويد . هر كه خواهد بفرستد ، هر كه خواهد قطع كند . آنچه خدا به من داده ، بهتر است از آنچه به شما داده است . 4 - اما ظهور فرج با خداست ووقت گزاران دروغگويانند . 5 - اما گفتار كسى كه گويد ، حسين عليه السلام كشته نشد ، كفر وتكذيب وگمراهى است . 6 - اما در حكم پيشامدهاى تازه ، به راويان حديث ما رجوع كنيد ؛ زيرا آن ها حجت بر شمايند ومن حجت بر آن هايم . 7 - اما محمد بن عثمان عمرى رضى اللَّه عنه وعن أبيه ، من قبل - مورد وثوق من است ونوشتهء أو ، نوشتهء من است . 8 - اما محمد بن مهزيار اهوازى به زودى خدا دلش را اصلاح كند وشكش را برطرف سازد . واما آنچه را براي ما مىفرستى ، همان را بپذيريم كه پاك وحلال است وبهاى كنيز خواننده حرام است . 9 - محمد بن شاذان بن نعيم مردى است از شيعيان ما خاندان . 10 - واما أبو الخطاب محمد بن أبي زينب اجدع ملعون است واصحابش هم ملعونند . با هم عقيدههاى آنان منشين ؛ زيرا من از آن ها بيزارم وپدرانم عليهم السلام از آن ها بيزارند . 11 - واما كساني كه أموال ما را در دست دارند . هر كس چيزى از آن ها را بر خود حلال شمارد ، همانا آتش خورده است . 12 - واما خمس بر شيعيان ما مباح شده است وتا هنگام ظهور از آن معافند تا حلال زاده باشند وحرام زاده نگردند . 13 - اين كه جمعى در دين خداى عز وجل شك كردند واز آنچه به ما دادند ، پشيمانند . ما از هر كس فسخ عمل بيعت خواهد ، بيعت را برداشتيم ونيازى به صلهء شكاكان نداريم . 14 - اما علت وقوع غيبتي كه پديد شده است به درستى كه خداى عز وجل مىفرمايد ( در سورهء مائده ، آيهء 101 ) : اى آن كساني كه ايمان داريد ! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براي شما هويدا گردد ، بدتان آيد . هيچ كدام از پدران من نبود جز آن كه در گردنش بيعت يكى از سركشانش واقع گرديده بود ، وبه راستى من -