مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
961
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - پروردگار من به دست قدرت خود آن را غرس نموده است ، پس بايد كه ولايت علىبن ابىطالب داشته باشد . وبا دشمنان أو دشمن باشد ، وفضل أو را بشناسد ، واوصياى بعد از أو را امام داند . به درستى كه حق تعالى عطا كرده است به ايشان علم وفهم مرا . وايشان عترت منند واز گوشت وخون من به هم رسيدهاند ، وحق تعالى فضل وعلم مرا به ايشان روزى كرده است . واي بر آنها كه انكار فضل ايشان مىكنند از أمت من ، وبه سبب بدى كردن با ايشان قطع مىكنند صلهء مرا . » وبه روايت ديگر گفت : « به خدا شكايت مىكنم دشمنان ايشان را از أمت من كه انكار فضيلت ايشان مىنمايند . به خدا سوگند كه فرزند من حسين را شهيد خواهند كرد بعد از من . خدا ايشان را از شفاعت من محروم گرداند . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 552 ودر تفسير حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام مسطور است كه : حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « گروهى از أمت من خواهند بود كه دعوى كنند كه از أهل ملت منند ، وبه قتل رسانند نيكوترين ذريّت مرا وپاكيزهترين خويشان مرا ، وبدل كنند شريعت وسنت مرا ، وشهيد كنند دو فرزند مرا حسن وحسين ، چنانچه گذشتگان يهود كشتند زكريا ويحيى عليهما السلام را . به درستى كه حق تعالى ايشان را لعنت مىكند ، چنانچه آنها را لعنت كرده است . وخواهد فرستاد بر بقيهء ذريت ايشان پيش از روز قيامت ، امام هدايت كنندهء هدايت يافته را از ذريّت حسين عليه السلام كه به شمشير دوستان خود ايشان را به جهنم خواهد فرستاد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 576 رسول خداى را سفري پيش آمد . يك روز در عرض راه بايستاد واسترجاع كرد وبگريست . گفتند : اين گريه چيست ؟ فقال : هذا جبرئيل يُخبرني عن أرضٍ بشطِّ الفُراتِ يُقال لها كربلاء ، يُقتَل فيها وَلَدي الحسين ، وكأنِّي أنظرُ إليه وإلى مصرعهِ ومدفنهِ بها ، وكأنِّي أنظرُ إلى السّبايا على أقتاب المطايا ، وقد اهديَ رأس ولدي الحسين إلى يزيد لعنه اللَّه ، فوَ اللَّه ما ينظرُ أحدٌ إلى رأسِ الحسين ويفرحُ إلّاخالفَ اللَّه بين قلبه ولسانه ، وعذّبهُ اللَّهُ عذاباً أليماً . فرمود : اينك جبرئيل حاضر است ومرا خبر مىدهد از زمينى در كنار فرات كه آن را كربلا گويند وكشته مىشود در آن جا فرزند من حسين . گويا نگرانم اورا ومصرع ومدفن اورا ديدار مىكنم . وگويا أسيران را در پشت شتر مىنگرم . همانا سر فرزند من حسين را به نزد يزيد كه خداوندش لعنت كناد هديه مىبرند . سوگند با خداى كه هيچ كس از در شادى ديدار نمىكند سر حسين را ، الا آن كه خداوند ميان دل وزبانش مخالفت مىافكند ، واورا به عذاب اليم كيفر مىفرمايد . آن گاه رسول خدا با تمام حزن وألم از سفر باز آمد وبر منبر صعود داد ، وحسن وحسين را در كنار خويش نشيمن فرمود ، ومردم را خطبه كرد وموعظت نمود ، وچون از خطبه فراغت يافت ، دست راست -