مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
849
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - نشسته بود وجناب امام حسين عليه السلام نزد آن حضرت بود . ناگاه جبرئيل نازل شد وگفت : « يا محمد ! آيا اين فرزند را دوست مىدارى ؟ » گفت : « بلى . » جبرئيل گفت كه : « أمت تو أو را به قتل خواهند رسانيد . » پس آن حضرت به سبب اين خبر بسيار اندوهناك شد . پس جبرئيل گفت كه : « آيا مىخواهى به تو نمايم آن تربتى را كه در آن كشته خواهد شد ؟ » حضرت فرمود : « بلى . » پس جبرئيل آنچه ميان مجلس حضرت بود وكربلا ، به زمين فرو برد وكربلا را به نزديك آورد ، به قدر يك چشم زدن . واز بال خود قدرى از تربت آن حضرت برداشت ، وباز زمين را پهن كرد كه كربلا به جاى خود برگشت ، وبه حضرت داد آن تربت را . حضرت فرمود كه : « خوشا حال تو اى تربت ! خوشا حال كسى كه در تو كشته خواهد شد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 538 ايضاً از ابن عباس روايت كرده است : ملَكى كه از براي حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم خبر شهادت حضرت امام حسين عليه السلام را آورد ؛ جبرئيل بود . بالهاى خود را گشوده بود وبه صداى بلند مىگريست ، وتربت آن جناب را با خود آورده بود . بوى مشك از آن تربت ساطع بود . پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « آيا رستگار خواهند شد أمتي كه فرزند دلبند من وفاطمه را شهيد كنند ؟ » جبرئيل گفت : « حق تعالى اختلاف در ميان ايشان خواهد افكند كه دل هاى ايشان با يكديگر موافق نباشد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 543 وديگر در كامل الزيارة سند به ابن عباس مىرسد ، مىگويد : فريشته اى كه بر رسول خدا درآمد وخبر قتل حسين را بدو آورد ، جبرئيل روح الأمين بود . در حالتي كه بالهاى خودرا منتشر ساخته بود وبههاىهاى مىگريست وفرياد مىزد ، ومبلغى از تربت آن حضرت را با خود داشت واز آن بوى مشك برمىدميد . وقال رسول اللَّه : « أوَ تفلح امّة تقتل فرخي ، أو قال : فرخ ابنتي ؟ فقال جبرئيل : يضربها اللَّه بالاختلاف ، فيختلف قلوبهم . » رسول خدا فرمود : « آيا رستگار مىشود أمتي كه بچهء مرا بكشد ؟ ( وبه روايتي ) بچهء دختر مرا بكشد ؟ » جبرئيل عرض كرد : « مىزند خداوند ايشان را به اختلاف ، پس مختلف مىشود دلهاى ايشان . » وبه اسناد ديگر در كامل الزيارة هم اين حديث مرقوم است . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 298 وديگر در عوالم مسطور است كه : ابىسلمه از عايشه حديث مىكند كه : رسول خدا حسين عليه السلام را بر زانوى خود نشاند وأو را بوسه مىداد . جبرئيل عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! دوست مىدارى حسين را ؟ » -