مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
850
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - فرمود : « دوست مىدارم . » عرض كرد : « زود باشد كه أمت تو بعد از تو أو را شهيد كنند . » از اصغاى اين كلمه آب چشم رسول خداى بر روى مباركش بدويد . جبرئيل گفت : « اگر خواهى آن خاك را كه بر زبر آن مقتول مىشود ، نمودار كنم . » فرمود : « روا باشد . » پس مقدارى از خاك ارض طف را به آن حضرت بنمود . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 300 وديگر در امالى طوسي سند به ابىعبداللَّه عليه السلام منتهى مىشود ، مىگويد : گاهى كه حسين در نزد رسول خداى بود ، جبرئيل فرود شد وگفت : « يا محمد ! دوست مىدارى حسين را ؟ » فرمود : « دوست مىدارم . » عرض كرد : « زود باشد كه أمت تو اورا بكشند . » رسول خدا سخت محزون گشت ، عرض كرد : « اگر خواهى خاكى كه بر آن كشته مىشود ، نمودار كنم . » واز مجلس رسول خداى تا كربلا زمين را خسف كرد وزمين مجلس را با زمين مقتل برچفسانيد وپاره اى از آن خاك بر گرفت ورسول خداى را داد ، وديگرباره زمين به حال خويش بازگشت . فقال رسول اللَّه : « طوبى لكِ من تربة وطوبى لمَنْ يُقتل فيكِ » . ونيز از ابىعبداللَّه عليه السلام مروى است ، مىفرمايد : وقتي حسين از فاطمه عليهما السلام متولد شد ، جبرئيل نازل گشت وگفت : « يا رسول اللَّه ! أمت تو بعد از تو حسين را مقتول خواهند ساخت . اگر خواهى ، تربت اورا با تو نمودار كنم . » وجناح خويش را بزد وخاك كربلا حاضر ساخت وگفت : « اين است آن تربتى كه بر آن شهيد مىشود . » پس رسول خدا ترحيب وترجيب فرمود آن خاك وآن مقتول را عليه السلام . ودر كامل الزيارة نيز بدين شرح مسطور است . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 303 - 304