مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

448

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

لهم أمر الدّنيا والآخرة ، » . « 1 » البيهقي ، دلائل النّبوّة ، 1 / 211 - 217

--> ( 1 ) - أبو عبداللَّه الحافظ با اسناد خود از امام محمد بن علي باقر روايت مىكند كه امام حسن مجتبى عليه السلام مىگفت ، از دايى خود هندبن ابىهاله كه مردى وصف كننده بود ، خواستم كه پيامبر صلى الله عليه وآله را براي من وصف كند تا به آن لذت ببرم . وبه طرق ديگر هم اين مطلب را از امام حسن نقل كرده‌اند كه به اين موضوع اظهار اشتياق فرموده وهند چنين اظهار داشته است : « پيامبر خدا كه درود بر أو باد ، بزرگ وبزرگوار بود . چهره‌اش چون ماه تمام مىدرخشيد . از معمول قامتش كمي بلندتر بود واز كساني كه بلند قامت هستند ، كوتاه‌تر . سرش بزرگ وموهايش صاف بود . معمولًا موهايش را جمع مىكرد ودر غير آن صورت هم هرگز از لالهء گوشش فروتر نبود . رنگش گلگون ، پيشانىاش‌گشاده ، [ و ] ابروانش پر پشت وكشيده بود ، بدون اين كه پيوسته باشد . ميان ابروانش رگى بود كه در حال خشم برجسته مىشد . بيني أو قلمي وپرتوى بالاى آن مشاهده مىشد ، به طورى كه مىپنداشتى اصلًا برآمدگى ندارد . ريشش انبوه وپر پشت بود وگونه‌هايش ملايم ونرم . سيه چشم وبزرگ دهان بود . دندان هايش بسيار زيبا ودر يك سطح قرار داشت . رشتهء باريكى موى از بيخ گلو تا زير ناف داشت . گردنش چنان سپيد بود كه گويى از نقرهء خام است . در عين حال كه پيكرش ورزيده بود ، سينه وشكمش در يك سطح قرار داشت . سينه اش پهن ، شانه اش فراخ ومفاصل واستخوان بندى اش درشت بود . قسمت‌هايى از بدنش كه از زير لباس بيرون بود ، مىدرخشيد . به بازوها وشانه‌ها وبالاى سينه اش كمي موى نرم رسته بود . شكم أو خالى از موى بود . دست‌هايش از آرنج تا مچ نسبتاً كشيده ، وكف دستش وسيع وپشتش راست بود . انگشتانش كشيده وظريف مىنمود وكف پايش كاملًا گود بود . پشت پاهايش به سمت جلو شيب داشت ، به طورى كه آب از روى آن به سرعت فرو مىريخت . راه رفتن أو در عين حال كه با تواضع بود ، تند انجام مىگرفت ودر آن حال بدنش به جلو خم مىشد ، گويى در نشيب وفراز حركت مىكند . چون روى مىنمود با تمام بدن رو مىكرد . نگاهش غالباً به زمين بود وبه زمين بيش‌تر نگاه مىكرد تا به آسمان . بسيار شكوهمند بود ونمىشد مستقيم در چشمش نگاه كنى . به چهره‌اش كه مىنگريستى ، ماه را به خاطر مىآوردى . همواره تقدم در سلام داشت . » امام حسن مىگويد : « گفتم : گفتارش را توصيف كن . » گفت : « همواره انديشمند وناراحت به نظر مىرسيد . به جز در مورد حاجت صحبت نمىكرد . سكوتى عميق وطولانى داشت . سخن را به بهترين وجه آغاز وبا فصاحت كامل به انجام مىرسانيد . جملات أو جامع همهء معنى بود . نسبت به هيچ كس در گفتار خود ستم روا نمىداشت . هرگز كسى را خوار نمىفرمود . نعمت را هر چه هم كم بود ، بزرگ مىشمرد وهيچ خوراكى را مكروه نمىداشت . اگر چيزى با حق معارضه مىكرد ، از پاى نمىنشست تا حق را يارى نمايد . دنيا وأمور وابسته به آن أو را خشمگين نمىساخت . اگر چيزى به كسى عنايت مىكرد ، كسى متوجه نمىشد . هيچ گاه براي خود خشم نمىگرفت وبراي خود از -