مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
449
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - كسى يارى نمىخواست . چون به چيزى اشاره مىكرد ، با تمام كف دست اشاره مىكرد . وبه هنگام تعجب وشگفتى ، پشت دستش را ظاهر مىكرد ودر آن حال انگشت شست دست چپ خود را با دست راست مىگرفت ، ويا با شست راست به كف دست چپ فشار مىداد . اگر هم خشمگين مىشد ، گذشت مىنمود . در حالت خشنودى ، پلكهايش را فرو مىبست . خندهاش هيچ گاه از حد تبسم نمىگذشت ، ودر اين هنگام دندانهايش چون تگرگ براق بود . » امام حسن مىگويد : اين مطالب را مدتي از برادرم امام حسين پوشيده داشتم . وقتي با أو در اين باره صحبت كردم ، معلوم شد أو هم از دايى همين سؤالها را كرده وچيزى فروگذار ننموده است ، ومعلوم شد كه سؤالاتى هم از علي عليه السلام در مورد كيفيت مجلس وورود وخروج پيامبر صلى الله عليه وآله در مجالس نموده است . حسين عليه السلام مىگفت : از پدرم علي عليه السلام دربارهء خلوت پيامبر وحالات أو در منزل سؤال كردم . گفت : « پيامبر هر گاه به خانه مىآمد ، وقت خود را در خانه سه بخش مىفرمود : يك بخش را براي عبادت ، وبخشي براي خانوادهاش ويك بخش هم اختصاص به خودش داشت . از آنچه مخصوص خود قرار داده بود ، يك بخش آن اختصاص به خواص أصحاب داشت كه حضورش مىآمدند . ودر عين حال ، [ به ] وسيلهء همين خواص مطالبى هم براي عوام بيان مىفرمود . أهل فضل وتقوا را گرامىتر مىداشت ونيازهاى ايشان را برمىآورد ومرتبهء آنها را در دين ودانش در نظر مىگرفت . برخى يك حاجت داشتند ، برخى دو حاجت وبيشتر ، وحضرت حوايج آنها را تا آن جا كه مىتوانست ، برمىآورد . گاه آنها را به مسائلي كه لازم بود آگاه مىنمود ، وگاه از ايشان دربارهء مسائل مختلف سؤال مىكرد وبرخى از مطالب را به اطلاع آنها مىرساند ومىگفت : كساني كه حاضرند ، اين مطالب را به كساني كه غايب هستند ، ابلاغ نمايند . ومكرر مىفرمود : نيازهاى افرادى را كه نمىتوانند به من بگويند ، شما بگوييد . همانا هر كس كه حاجت حاجتمندى را به صاحب قدرتى بيان كند ودر ابلاغ آن كوشا باشد ، خداوند در قيامت أو را پايدار وثابت قدم مىنمايد . أصحاب گروه گروه براي كسب فيض به حضورش مىرسيدند ودر حالي كه بهرهء فراوان گرفته بودند ، بيرون مىرفتند وهر يك راهنماى گروهى مىشدند . » مىگويد : از پدرم پرسيدم : « برنامهء بيرون از منزل رسول خدا چگونه بود ؟ » فرمود : « پيامبر فقط در مواردى كه قلوب مسلمانها را به يكديگر نزديك نمايد وايشان را يارى نمايد وموجب پراكندگى نشود ، صحبت مىفرمود ، معمولًا بزرگ هر قوم را گرامى مىداشت وحتى الامكان همو را بر آن قوم رئيس قرار مىداد ، بدون اين كه از كسى روى گردان باشد . در عين حال ، انزوا را دوست مىداشت . نسبت به أصحاب وياران خود همواره تفقد مىكرد . مسائل وگرفتارى هاى مردم را از مردم مىپرسيد . كارهاى نيك را همواره تقويت مىكرد ونيك مىشمرد ، وكار زشت را هميشه خوار وزشت مىشمرد . در همهء كارها راست وميانه رو بود . هيچ گاه از اين مسأله كه مردم دچار غفلت ويا از كارى خسته نشوند ، -