مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
436
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - وسه عمل نسبت به مردم نكردى : احدى را مذمت نكردى وكسى را سرزنش واستهزا ننمودى ، وبر لغزش وسخنان لغو كسى مؤاخذه ننمودى ، وبر پنهانى كسى پى نبردى . ودر چيزى سخن نكردى ، مگر آن كه اميد ثواب در آن داشتى . وچون در مجلس داد سخن مىدادى ، مجلسيان أو مانند كساني كه بر سر آنها مرغى نشسته باشد ، سرهاى خود را به زير انداختندى . وچون سكوت مىفرمودى ، سخن مىكردندى ودر حديث نزد آن حضرت منازعه ننمودندى . هر كس سخن مىگفت ، گوش فرا داشتندى تا فارغ مىشد وهر كس از ايشان كه شروع در گفت وگو مىنمود ، آن جناب حديث أو را گوش دادى . ومانند مردم خنده كردى از آنچه آن ها خنده كردندى ، وتعجب نمودى از آنچه آن ها تعجب نمودندى . وچون غريبى با أو سخن كردى ، يا اين كه مسألتي نمودى ، بر درشتى وسخن زشت أو صبر فرمودى وأو را آزرده نساختى ، بلكه نسبت به أصحاب خود نيز چنين كردى . تا اين كه مردم را به خود رايگان كردى ، بلكه سخنان حق وصدق أو را بپذيرند وفرمودى ، چون صاحب احتياجى را ببينيد ، أو را طلب كنيد واعانتش كنيد . وستودن كسى را قبول نكردى ، مگر كسى به عوض ستودن آن جناب ، حضرتش أو را ستودى وسخن احدى را قطع نكردى ، مگر آن كه زيادة از حد گفتوگو كردى . پس آن جناب يا أو را نهى فرمودى از تكلم ، يا اين كه در ميان كلام أو برخاستى . » حضرت سيد الشهدا گويد كه من از پدر بزرگوارم از سكوت رسول خدا صلى الله عليه وآله پرسش كردم . فرمود : « سكوت آن بزرگوار مبنى بر چهار چيز مىبود : حلم وحذر وتقدير وتفكر . اما تقدير أو پس به يك اندازه نظر كردن وگوش فرا داشتن در ميان مردمان بود ، به اين معنى كه آن جناب مردمان را به يك نوع ملاحظه مىفرمود ، وچون سخن مىگفتند ، سخنان همه را به يك اندازه گوش مىداد . واما تفكر آن حضرت در بقا وفناى اشيا بود . اما حلم آن جناب در صبر أو بروز وظهور يافته بود وچيزى آن جناب را به غضب در نمىآورد وأو را بر نمىانگيخت . وحذر آن بزرگوار در چهار چيز اجتماع يافته بود : فرا گرفتن رفتار نيكو تا اين كه به أو اقتدا شود ومتابعت وى كنند ، وواگذاشتن بد رفتارى تا اين كه خود را از آن بازدارند ، وكوشش كردن در رأى وفكرى كه أمور أمت به آن اصلاح شود وزيستن در چيزى كه خير دنيا وآخرت أمت در آن باشد . » صلوات اللَّه عليه وعلى آله الطيبين الطاهرين . مصنف گويد كه : اين صفات حضرت ختمى مرتبت را از مشايخ واستادان به اسناد مختلفه روايت كرده أم وآن أسانيد را در كتاب « النّبوّة » اخراج نموده أم ، وليكن در اين كتاب شريف ، آن طريقي كه حضرت رضا عليه السلام در آن طريق بود ، ذكر كرده أم ؛ چه اين كتاب مستطاب در ذكر عيون أخبار آن جناب تصنيف شده است وتفسير اين صفات را در كتاب معاني الأخبار ذكر كرده أم . كمره اى ، ترجمهء عيون أخبار الرضا عليه السلام ، 1 / 237 - 242