مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

435

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - فرمود : « در بيرون خانه به سخنى كه سودمند نبودى ، زبان نگشودى وتأليف قلوب فرمودى ومردم را از حضرت خويشتن نراندى . وكريم هر قوم را مكرم داشتى واورا به امارت ورياست آن قبيله باز گذاشتى . ومردم را ترسانيدى از نافرمانى وخود را از ايشان نگاهداشتى ، وليكن به طلاقت وجه وكرامت طبع كار كردى . وأصحاب خود را از خود دلتنگ نساختى ، واز آن كه حاضر بودى پرسش غايب نمودى وكردار نيك را بستودى ورفتار زشت را نكوهش كردى وتقبيح فرمودى . پيوسته به اعتدال پرداختى واختلاف در امورش پيدا نشدى . وهرگز از كسى غافل نشدى ، مبادا اين كه غافل شوند ويا آن كه از حق اعراض كنند . واز حق كوتاهى نكردى ونگذشتى ، وكساني كه أو را از مردم منحرف نمودندى ، يعنى محارستش كردندى از اين كه بر حضرتش صدمه از اذيت ويا معاشرت مردم وارد شود ، بهترين مردمان بودندى . وأفضل خلق نزد أو كسى بودى كه مردم را زيادتر موعظه ونصيحت نمودى ، وبزرگ‌تر در منزلت وقرب بزم حضورش آن سعادتمندى بودى كه با مردم نيكوتر مواسات كردى . » حضرت سيد الشهدا عليه السلام گفت كه از پدر بزرگوارم از مجلس آن حضرت پرسش كردم . فرمود : « در هيچ مجلسي ننشستى وبرنخواستى ، جز اين كه به ياد خدا بودى وهيچ مكاني از أمكنه را جاى مخصوص خود قرار ندادى ومردم را از جاى مخصوص گرفتن بازداشتى . وهر محفل را مزين به قدوم خود ساختى ، در آخر مجلس نشستى ومردم را بدين روش فرمان دادى . وچنان به رأفت رفتار نمودى كه هر يك از مجلسيان چنين پنداشتندى كه احدى مثل أو در نزد حضرتش گرامىتر نيستى . هر كس در مجلسش درآمدى ، اين قدر صبر نمودى كه خودش برخاستى . والبتة حاجت سائل را برآوردى ، واگر نه با روى گشاده وسخن شيرين تعطيل آن را تدارك كردى ، گشايش خلق عظيمش گنجايش تمام آفرينش داشتى . ومردمان را از پدر مهربان تر بودى ودر دين حق مردمان را به يك چشم ملاحظه فرمودى ، ودر نظر انورش يكسان نمايش كردندى . مجلس أو آكنده از حلم وحيا وصدق وامانت بودى . آوازها به سخن فراز نگشتى وعيب كسى شمرده نشدى وسخن لغو وبيجا در مجلس آن جناب فراز نگشتى ، تا اين كه شايع شود واشتهار يابد . مردمان مجلسش به تقوا گرامى بودندى وبا يكديگر به تواضع حركت كردندى . بزرگ خود را حرمت داشتندى وبر كوچك خود راه مرحمت وعطوفت پيشه كردندى وصاحب حاجت را اكرام كردندى وغريب را نوازش كردندى . » پس من به پدر بزرگوارم عرض كردم : « چگونه بود سيرت وروش آن جناب نسبت به مجلسيان خود ؟ » فرمود : « پيوسته به طلاقت وجه ونيكى خلق موصوف بودى وبا طراف مقابل به نرمى حركت كردى . نه بدخلق بودى ونه دل‌سخت ونه صيحه كشنده ونه فحش گوينده ونه عيب كنندهء مردم ، نه مدح كننده وستاينده ايشان . وآنچه را كه ميل نفساني به آن نداشتى ، از آن تغافل نورزيدى وآرزوكنندگان آن را مأيوس ونا اميد نساختى . وخود را از سه چيز باز مىداشتى : مراء : جدال در سخنورى ، بسيار گفتن وسخنان لغو . -