مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
140
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
حدّثنا أبو الحسن محمّد بن القاسم المفسِّر رضي الله عنه ، قال : حدّثنا يوسف بن محمّد بن زيادوعليّ بن محمّد بن صيّاد « 1 » ، عن أبويهما ، عن الحسن بن عليّ ، عن أبيه عليّ بن محمّد ، عنأبيه محمّد بن عليّ ، عن أبيه الرّضا عليّ بن موسى ، عن أبيه موسى بن جعفر ، عن أبيهجعفر بن محمّد ، عن أبيه محمّد بن عليّ ، عن أبيه عليّ بن الحسين ، عن أبيه الحسين بن
--> - زنى را ديدم كه كر وكور ولآل بود ودر تابوتى از آتش بود ومغز سرش از لولههاى دماغش بيرون مىآمد وبدن أو از ناخوشى خوره وپيسى ، قطعه قطعه بود . وزنى را ديدم كه بر دو پاى خود در تنور آتش آويخته بود . وزنى را ديدم كه گوشت پشت وپيش بدنش را به مقراضهاى آتشين مىچيدند . وزنى را ديدم كه صورت ودو دست أو مىسوخت ورودههاى خود را مىخورد . وزنى را ديدم كه سر أو مانند سر خوك وبدنش مانند بدن حمار بود وبه هزار هزار رنگ عذاب معذب بود . وزنى را ديدم كه به صورت سگ بود وآتش از مقعدش داخل مىشد واز دهانش خارج مىشد وفرشتگان تازيانه هاى آتش بر سر وبدنش مىزدند . » فاطمه عرض كرد كه : « اى حبيب من وروشنى چشم من ! خبر بده مرا كه عمل وطريقهء اين زنان چه بوده كه حق تعالى آنها را به اين گونه عذابها مبتلا ساخته ؟ » فرمود : « اى دخترك من ! اما آن زنى كه به موى خود آويخته بود ، موى خود را از مردان نمىپوشانيد . وآن زنى كه به زبان خود آويخته بود ، شوهرش را اذيت وآزار مىنمود . وآن زنى كه به دو پستانش آويخته بود ، تمكين شوهرش نمىكرد كه با أو بخوابد . وآن زنى كه به دو پاى خود آويخته بود ، بدون اذن شوهرش از خانه اش بيرون مىرفت . وآن زنى كه گوشت بدنش را مىخورد ، بدنش را از براي مردم زينت مىداد . وآن زنى كه پاى ودستش به هم بسته بود ومارها وعقربها بر أو مسلط بودند ، زنى است كه بدن ومحل وضويش نجس است وجامه هايش نجس است وغسل جنابت وغسل حيض نمىكند وخود را از اين گونه نجاسات تطهير وتنظيف نمىكند ونماز را سبك مىشمارد ؛ يعنى اعتنايى به نماز ندارد . وآن زن كر وكور ولنگ زنى است كه از زنا بچه مىآورد وآن طفل را در گردن شوهرش مىبندد ومىگويد ، اين طفل از شوهر من است . وآن زنى كه گوشت اورا به مقراض مىچينند ، آن زنى باشد كه خود را به مردان مىنمايد . وآن زنى كه صورت أو مىسوخت ورودههاى خود را مىخورد زنى است كه زنها را از براي مردان مىبرد كه آن را جاكش گويند . وآن زنى كه سر أو مثل سر خوك وبدن أو مثل بدن حمار بود ، زن سخن چين ودروغگوست كه ميان دو نفر فتنه مىكند . وآن زنى كه به صورت سگ بود وآتش از مقعدش مىرفت واز دهانش بيرون مىآمد ، كنيزك مغنيهء بدخواهنده است . » پس از آن فرمود : « واي بر زنى كه شوهرش را به غضب آورد وخوشا به حال زنى كه شوهرش از أو راضى وخشنود باشد . » أصفهاني ، ترجمهء عيون أخبار الرضا عليه السلام ، 1 / 249 - 250 ( 1 ) - [ نور الثّقلين : « سيّار » ] .