مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
1006
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - چون رخصت يافت ، به خدمت حضرت آمد وعرض كرد كه : « در خواب ديدم كه آفتابى از بالاى سر من طالع شد ، واز آن آفتاب آفتاب ديگر بيرون آمد ، وماه سياهى از فرج من بيرون آمد ، واز آن ماه ستارهء سياهى بيرون آمد ، وآن ستارهء سياه بر آن آفتابى كه بيرون آمد ، حمله كرد وآن را فرو برد . پس جميع أفق آسمان سياه شد . وستارهها ديدم كه از آسمان ظاهر شدند . وستارههاى سياه ديدم كه در زمين نيز پيدا شدند . وجميع آفاق زمين را گرفتند . » چون حضرت اين خواب را شنيد ، آب از ديدهء مباركش ريخت ودو مرتبه فرمود : « بيرون رو اى دشمن خدا كه اندوه مرا تازه كردى وخبر مرگ دوستان مرا به من دادى . » چون آن ملعونه بيرون رفت ، حضرت فرمود كه : « خداوندا ! لعنت كن أو را ولعنت كن فرزندان أو را . » چون از حضرت پرسيدند از تعبير آنخواب ، حضرت فرمود كه : « آن آفتاب أول كه طالع شد ، خورشيد برج امامت علي بن ابىطالب است ، وآن ماه سياه كه از فرج آن ملعونه بيرون آمد ، معاويهء فاسق منكر خدا ورسول است كه عالم را به ضلالت خواهد افكند . وآن ستارهء سياه كه ديده بود كه از ماه سياه بيرون آمد وبر آفتاب كوچك حمله كرد واورا فرو برد ، يزيد پسر معاوية است كه با فرزند من حسين جنگ خواهد كرد واورا شهيد خواهد كرد . ودر روز شهادت أو آفتاب تيره خواهد شد ، وآفاق آسمان تيره خواهد شد وتيرگى كفر وضلالت آفاق جهان را فرو خواهد گرفت . وآن ستاره هاى سياه كه ديده بود در زمين پهن خواهند شد ، منافقان بنىاميهاند كه زمين را احاطه خواهند كرد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 553 - 554 وديگر در مناقب ابن شهرآشوب وجلاء العيون مسطور است كه : هند مادر معاوية خوابى ديد وبه نزد عايشه آمد وخواستار شد كه خواب خويش را به عرض رسول خدا رساند . چون رخصت يافت ، حاضر شد وبه عرض رسانيد كه : « در خواب ديدم كه آفتابى بر فراز سر من پديدار شد ، واز آن آفتاب آفتابى ديگر آشكار گشت . وما هي سياه فأم از فرج من بيرون شد ، واز آن ماه سياه ستارهاى تاريك بزاد . وآن ستاره بر آن آفتاب ثاني كه از آفتاب نخستين زاد ، حمله افكند وآن را ببلعيد . پس آسمان ظلمتكده گشت وستارههاى سياه پديدار شد كه جهان را فرو گرفت . » چون رسول خداى اين كلمات را اصغا فرمود ، آب در چشم مبارك بگردانيد . ثمّ قال : « هند أخرجي يا عدوّة اللَّه ، مرّتين ، فقد جدّدتِ عليَّ أحزاني ، ونعيتِ إليّ أحبابي » . پس روى به هند آورد ودو كرّت فرمود : « اى دشمن خداى بيرون شو ! همانا تازه كردى اندوه مرا ، وخبر مرگ دوستان مرا به من آوردى . » چون هند بيرون شد ، فرمود : « اللَّهمّ العنها والعن نسلها » . چون از تعبير خواب پرسش كردند ، فرمود : « آفتاب نخستين على وثاني حسين بن علي است . وآن ماه سياه معاوية وآن ستارهء تاريك پسرش يزيد است كه با فرزند من حسين قتال خواهد داد واورا شهيد -