مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

1007

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - خواهد كرد . وهنگام شهادت أو ، آفتاب سياه وآسمان تيره خواهد گشت وتيرگى جهان را فرو خواهد گرفت . وآن ستارگان سياه بنىاميه اند كه بر جهانيان مستولى خواهند شد . » سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 308 وديگر در مدينة المعاجز مسطور است كه : هند جگر خواره مادر معاوية ، صبحگاهى به خانهء رسول خداى درآمد وعايشه را گفت : « خوابى عجيب دوش ديدم . مگر بتوانى به عرض رسول خدا برسانى وتعبير آن را باز دانى ومرا آگهى دهى . همانا در خواب ديدم شمسي مشرق كه بر همهء جهان مشرف بود . واز آن شمس قمري بزاد كه جهان را در نور خود فرا گرفت . واز آن قمر دو ستارهء روشن بزاد كه از مشرق تا مغرب محفوف نور ايشان گشت . آن گاه سحابى تاريك چون شبى مظلم باديد گشت ومتولد شد از آن ابر سياه ماري سياه . ونرم نرم به سوى آن دو ستاره همى رفت تا هر دوان را ببلعيد ومردمان در حرمان آن دو ستارهء تابان بگريستند وقرين حزن واسف گشتند . » عايشه اين قصه را به حضرت رسول معروض داشت . رنگ رخسار آن حضرت ديگرگون گشت وسخت بگريست . وقال : « يا عائشة ! أمّا الشّمس المشرقة فأنا ، وأمّا القمر فهو فاطمة ابنتي ، وأمّا النّجمان فهو الحسن والحسين ، وأمّا السّحابة السّوداء فهو معاوية ، وأمّا الحيّة فهو يزيد لعنه اللَّه » . فرمود : « اى عايشه ! آن آفتاب روشن منم ، وآن ماه فاطمه دختر من است ، وآن دو ستاره حسن وحسين‌اند ، وآن ابر سياه معاوية است ، وآن مار سياه يزيد عليه اللعنة است . » سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 4 / 61 - 62