مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

850

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

وبإسناده [ أحمد بن محمّد بن سعيد بن عقدة ومحمّد بن همام بن سهيل وعبد العزيز وعبد الواحد ابنا عبداللَّه بن يونس الموصليّ - عن رجالهم - ] ، عن عبدالرّزّاق ، قال : حدّثنا معمّر بن راشد ، عن‌أبان بن أبي عيّاش ، عن سليم بن قيس ، إنّ عليّاً عليه السلام قال لطلحة في حديث طويل عند

--> وبه هنگام نزول اين آية ، سلمان رضي الله عنه به پا خاست وگفت : « اى رسول خدا ! اينان كه تو شاهد بر آنان وآنان نيز شاهدان بر مردم‌اند وخدا آنان را برگزيده وبر ايشان تنگى وسختى در دين كه خود كيش پدرشان إبراهيم است ، مقرر نفرموده است چه كساني هستند ؟ » رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « منظور خداى تعالى از آن سيزده انسان به اين ترتيب است : من وبرادرم على ويازده نفر از فرزندانش . » پس حاضران گفتند : « خدايا ! همين‌طور است . ما آن را از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيده‌ايم . » پس علي عليه السلام فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا مىدانيد كه در آخر عمر رسول خدا صلى الله عليه وآله آن‌گاه كه به سخن گفتن براي مردم برخاست وپس از آن ديگر خطابه‌اى ايراد نكرد ( در آخرين خطبه خود ) فرمود : اى مردم ! من در ميان شما دو چيز ( گرانمايه ) از خود به جا گذاشته‌ام كه تا وقتي بدان آويخته‌ايد ، گمراه نشويد وآن عبارت از كتاب خداى عز وجل وأهل بيت من است وخداى لطيف وخبير به من خبر داده وتأكيد فرموده است كه آن دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند . » گفتند : « آرى ! به خدا شهادت مىدهيم كه همهء اين گفتار از رسول خدا صلى الله عليه وآله است . » پس از آن دوازده نفر از حاضران برخاستند وگفتند : « ما گواهى مىدهيم هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله خطبه ايراد مىفرمود ، همان روزى كه در آن وفات يافت ، عمر بن خطاب با حالتي شبيه به شخص خشمگين ( كه گويى خشمگين است ) برخاست وگفت : اى رسول خدا ! اين سخن مربوط به همهء افراد خانواده تو است ؟ » آن حضرت پاسخ داد : « نه ؛ بلكه فقط ناظر به جانشينان من از بين ايشان است ؛ يعنى : على كه برادر ووزير ووارث من است ، وجانشين من در ميان امتم وپس از من ولىّ هر مؤمني است . أو نخستين وبهترين آنان است . بعد ، وصى أو همين پسرم - وبه حسن اشاره فرمود - سپس وصى أو اين فرزندم - وبه حسين اشاره كرد - سپس بعد از أو ، آن فرزندم كه با برادرم همنام است . سپس وصى أو همنام با خودم ، وسپس هفت نفر از فرزندانش يكى پس از ديگرى تا اين‌كه در كنار حوض به من ملحق شوند . آنان شهداى خدا بر روى زمين اويند وحجت‌هاى أو بر بندگانش . هركه از ايشان أطاعت كند ، خدا را فرمانبردارى كرده است وهركه با آنان مخالفت كند ، خدا را نافرمانى كرده است . » بعد همان هفتاد نفر از أصحاب بدر ونزديك به همان مقدار از مهاجرين برخاستند وگفتند : « چيزى را به ياد ما آورديد كه فراموشش كرده بوديم . گواهى دهيم كه ما نيز آن را از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيده‌ايم . » پس أبو دردا وأبو هريره از آنان جدا وروانه شدند وتمام آنچه را كه علي عليه السلام فرموده بود وحاضران را بر آن گواه گرفته بود وپاسخ وشهادت مردم را بر آن به معاوية باز گفتند . غفارى ، ترجمهء كتاب الغيبة ، / 103 - 111 رقم 8