مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

826

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> بر اين كه فرزندان عثمان براي خون‌خواهى أو از معاوية سزاوارترند . » راوي مىگويد : أبو الدرداء وأبو هريره ساكت شدند وگفتند : « از طرف خود منصفانه سخن گفتى ! » علي عليه السلام فرمود : « به جان خودم قسم ، اگر معاوبه با من منصفانه رفتار كرده بود ، بر قولش پايدار بود ودر حقي كه به من داده راست مىگفت . فرزندان عثمان ، خودشان هستند وبالغ شده‌اند ، وبچه هم نيستند تا سرپرستى بخواهند . بيايند تا آنان وقاتلين پدرشان را رو در روى هم قرار دهم ، اگر از دليل‌آوردن عاجز ماندند ، شهادت دهند كه معاوية سرپرست ووكيل آن‌ها وطرف دعوى در خصومت آن‌ها است . آن‌ها ومخاصمين‌شان بايد نزد من همچون اهل‌دعوى كه نزد امام وواليى كه به حكم أو اقرار مىكنند وقضاوت اورا نافذ مىدانند مىنشينند ، بنشينند . من نيز در دليل آن‌ها ودليل خصمشان نظر مىدهم : اگر پدرشان ظالم بوده وكشته شده وخونش حلال بوده ، خون اورا باطل اعلام مىكنم ( در روايت ديگر : خون اورا به هدر رفته حساب مىكنم ) . واگر مظلوم كشته شده وريختن خونش حرام بوده ، از قاتلين پدرشان فديه طلب مىكنم ، اگر خواستند اورا مىكشند ، اگر خواستند عفو مىكنند واگر خواستند دية مىگيرند . قاتلين عثمان هم در لشكر من‌اند واقرار مىكنند كه عثمان را كشته اند ، اگر بر عليه آنان قضاوت كنم مىپذيرند . فرزندان عثمان بيايند ، يا معاوية اگر سرپرست ووكيل آن‌ها است ، تا با قاتلين عثمان رو در رو شوند وحكم يكديگر را بيان كنند تا بين شما ، طبق كتاب خدا وسنّت پيامبرش صلى الله عليه وآله حكم نمايم . ولى اگر معاوية قصد جنايت دارد ودر پى علت‌آوردن وحرف‌هاى باطل است ، پس آنچه مىتواند جنايت نمايد كه به زودى خداوند بر عليه أو يارىمان خواهد كرد . » أبو الدرداء وأبو هريره گفتند : « به خدا قسم ! نسبت به خودت به انصاف صحبت كردى ، بلكه از انصاف هم بالاتر ! ! تعليل معاوية را بر زمين زدى ، دليل اورا قطع كردى ودليل قوى ودرستى آوردى كه جاى ملامت باقي نماند . » أبو هريره وأبو الدرداء خارج شدند . ناگهان بيش از بيست هزار نفر سوار با نقاب‌هاى آهنين در مقابل خود ديدند كه مىگفتند : « ما قاتلين عثمانيم ، به حكم علي عليه السلام راضى هستيم ، چه بر عليه ما وچه بر نفع ما باشد . اولياى عثمان بايد بيايند تا دربارهء خون پدرشان نزد أمير المؤمنين ما را محاكمه كنند . اگر قصاص يا دية بر ما واجب شد به حكم أو صبر كرده وتسليم خواهيم بود . » أبو الدرداء وأبو هريره گفتند : « با انصاف صحبت كرديد . على نمىتواند شما را رها كند يا بكشد ، مگر آن كه شما را نزد آنان محاكمه كند وبر كتاب‌خدا وسنّت پيامبرش بين شما وآنان حكم كند . » سپس أبو الدرداء وأبو هريره به راه افتادند تا نزد معاوية رسيدند ، وآنچه علي عليه السلام فرموده بود وآنچه قاتلين عثمان وأبو نعمان بن ضمآن گفته بودند به أو خبر دادند . معاوية پرسيد : « دربارهء طلب‌رحمت كردن براي ابىبكر وعمر وطلب‌رحمت نكردن براي عثمان وبرائت أو در پنهانى ، دربارهء ادعاى اين كه پيامبر اورا جانشين خويش قرار داده وأو از زمان پيامبر مظلوم بوده است ، چه عكس العملي نشان داد ؟ ! » أبو الدرداء وأبو هريرة در پاسخ گفتند : « آرى ، براي أبو بكر وعثمان نزد ما طلب رحمت كرد وما مىشنيديم .