مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

785

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> به حق پيامبر قسم مىدهم كه از من درگذر ! » سليم مىگويد : پسر عمر را در آن مجلس مىديدم كه بغض گلويش را گرفته وأشك از چشمانس جارى بود . سپس على رو به طلحه وزبير وابن عوف وسعد كرد وگفت : « به خدا قسم ! اگر آن پنج نفر به پيامبر دروغ بستند شما نمىتوانيد ولايت آنان را قبول كنيد ، واگر راست مىگفتند شما حق نداشتيد مرا با خودتان در شورا داخل كنيد ، زيرا بنابر اين داخل شدن من در شورا بر خلاف پيامبر واعراض از فرمان اوست . » بعد از آن ، رو به مردم كرد وفرمود : « مقام ووجههء من در ميانتان چگونه است وآنچنان كه مرا مىشناسيد آيا من نزد شما راستگويم يا دروغگو ؟ » گفتند : « صديق وراستگو ، به خدا قسم به ياد نداريم كه دروغ گفته باشى ، نه در جاهليت ونه در اسلام . » علي عليه السلام فرمود : « قسم به آن كه ما اهل‌بيت را به پيامبرى شرف داد ومحمد را از ما قرار داد وبعد از آن با قرار دادن امامان مؤمنين در ما شرف ديگرى به ما داد ، كسى غير از ما به درجهء خلافت نمىرسد وجز ما در هيچ‌كس صلاحيت امامت وخلافت نيست وخداوند براي هيچ‌كس از مردم نصيب وحقي از آن قرار نداده است . » پيامبر صلى الله عليه وآله خاتم پيامبران است كه بعد از أو رسول ونبي نخواهد بود . پيامبران تا روز قيامت با رسول اللَّه خاتمه يافتند ، وبا قرآن كتاب‌ها تا روز قيامت خاتمه يافتند . خداوند ما را بعد از محمد خلفاى در زمين وشاهد بر مردم قرار داد ، أطاعت از ما را در كتابش واجب كرد وما را در أطاعت همراه خود وپيامبر ذكر كرده ، آن‌هم نه در يك آيهء قرآن ! خداوند محمد را پيامبر وما را خلفاى بعد از أو در ميان مردم وشاهد بر آنان معرفى كرد وأطاعت ما را در قرآنش واجب گردانيد . بعد خداوند به پيامبر امر كرد كه اين مطلب را به أمت برساند ، أو هم طبق دستور خداوند رسانيد . پس كدام‌يك صلاحيت جانشينى پيامبر را داريم ، در حالي كه خودتان از پيامبر - زماني كه مرا براي ابلاغ سورهء برائت مىفرستاد - شنيديد كه فرمود : صلاح نيست كسى از قول من خبري برساند جز خود من يا كسى كه از من باشد . پس رفيق شما صلاحيت نداشت نامه‌اى را كه به قدر چهار انگشت بود برساند وكسى جز من صلاحيت ابلاغ آن را نداشت . پس كدام‌يك سزاوارتر است كه به جاى پيامبر ، آن مكاني كه مخصوص پيامبر است ، بنشيند ؟ ! در اين‌جا طلحه گفت : « اين‌كلام را از پيامبر شنيده‌ايم ، لكن براي ما توضيح بده كه چگونه كسى نمىتواند از قول پيامبر مطلبي را به ديگران ابلاغ كند در حالي كه ( در روز عيد غدير ) پيامبر به ما وساير مردم دستور داد كه « حاضران به غايبان اطلاع دهند . » ونيز در حجة الوداع در عرفه فرمود : « رحمت خدا بر كسى كه گفتار مرا بشنود وآن را در قلب خود جاى دهد وسپس آن را به ديگران برساند . » وگفتارش اين بود : « چه بسا كساني كه فقه را حمل مىكنند در حالي كه فقه ندارند ، چه بسا كسانىكه فقه را مىرسانند به كسى كه أو فقيه‌تر از أولى است . » سه چيز است كه قلب شخص مسلمان بر آن خيانت نمىكند : خلوص اعمال براي خدا ، گوش‌فرا دادن وأطاعت نصيحت واليان امر وملتزم شدن اجتماعات آن‌ها ، زيرا دعوت واليان أمور احاطه بر مردم دارد . ونيز پيامبر در جاهاى مختلفي قيام كرد وفرمود : « حاضران به غايبان برسانند . »