مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

38

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ثمّ خرج إلى أصحابه ، فأمرهم أن يقرّب « 1 » بعضهم بيوتهم من بعض ، وأن يدخلوا الأطناب بعضها في بعض ، وأن يكونوا بين « 2 » البيوت ، فيستقبلون « 3 » القوم من وجه واحد ، والبيوت من ورائهم وعن أيمانهم وعن شمائلهم قد حفّت بهم إلّاالوجه الّذي يأتيهم منه عدوّهم ، ورجع عليه السلام إلى مكانه ، فقام « 4 » اللّيل كلّه « 4 » يصلِّي ويستغفر ويدعو ويتضرّع ، وقام أصحابه كذلك يصلّون ويدعون ويستغفرون . قال الضّحّاك بن عبداللَّه : ومرّت « 5 » بنا خيل لابن سعد تحرسنا ، وإنّ حسيناً عليه السلام ليقرأ :

--> - گفتمش : « واي تو ! چرا دانستنت سودت نمىدهد ؟ » گفت : « فدايت شوم ! پس كي همنشين يزيد بن عذرهء عنزى مىشود ؟ » گفت : « اينك يزيد همراه من است . » گفت : « به هر حال خدا رأى تو را زشت بدارد كه بىخردى . » گويد : پس أو برفت وآن‌كه شبانگاه با سواران مراقب ما بود ، عزرةبن قيس احمسى بود كه سالار سواران بود . گويد : وچون عمر بن سعد صبحگاه روز شنبه نماز كرد ، به قولي روز جمعه بود واين به روز عاشورا بود ، با كساني كه همراه وى بود بيامد . گويد : حسين ياران خويش را بياراست وبا آن‌ها نماز صبح بكرد . سى ودو سوار با وى بودند وچهل پياده . زهير بن قين را به پهلوى راست ياران خود نهاد وحبيب بن مظاهر را به پهلوى چپ ياران خود نهاد . پرچم خويش را به عباس بن علي برادرش داد . خيمه‌ها را پشت سر نهاد وبگفت تا مقدارى هيزم ونى را كه پشت خيمه بود ، آتش زدند كه بيم داشت دشمن از پشت سر بيايد . گويد : براي حسين عليه السلام مقدارى نى وهيزم به جاى فرو رفته اى آورده بودند كه پشت سرشان بود وهمانند جويى بود وهنگام شب بيش‌تر حفر كرده بودند كه چون خندقى شده بود . نى وهيزم را در آن ريختند وگفتند : « وقتي صبحگاهان به ما حمله برند ، آتش در آن زنيم كه از پشت سر به ما حمله نيارند واز يك سو با ما بجنگند . » چنين كردند وبرايشان سودمند بود . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، / 3018 - 3020 ( 1 ) - [ في البحار والدّمعة : يقرن ] . ( 2 ) - [ زاد في الأسرار : ذلك ] . ( 3 ) - [ في البحار : فيقبلوا ، وفي الدّمعة : فيقابلوا ] . ( 4 ) ( 4 ) [ في البحار والعوالم والدّمعة : ليلته كلّها ] . ( 5 ) - [ في الأصل : مرّ ] .