مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

135

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

بالنّبل والرّماح ، فاحتاشوه من بين يديه ومن خلفه ، فطرحوه رحمه الله ، وقيل : اقتتلوا على رأسه حتّى جرى بينهم الجراح ، فأتى ابن سعد ( لعنه اللَّه ) إليهم وأخذه منهم ، فقتله بيده . « 1 » الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 286

--> ( 1 ) - اين بگفت وچون اژدهاى دمان به ميدان تاخت وگرد بر گرد ميدان چون شعله جواله ، جولانى بكرد وندا در داد كه : « ألا رجل ، ألا رجل ؟ » « هماورد ما كيست ؟ وقرن وقرين 1 ما كجاست ؟ » ربيع‌بن تميم كه مردى از لشگر عمر بن سعد بود ، مىگويد : من عابس را مىشناختم وشجاعت أو را مىدانستم وأو را بسيار وقت در مواقع هايله ديده بودم . روى با لشگريان كردم . فقلت : « أيّها النّاس ! هذا أسد الأسود ، هذا ابن شبيب . » گفتم : « اى مردم ! اين شير شيران است . اين است پسر شبيب . هر كس بيرون شود وبا أو رزم دهد ، البتة از چنگ أو به سلامت نرهد . » لشگريان چون اين كلمات بشنيدند ، عنان تهور وتجاسر 2 را از مبارزت أو باز كشيدند . چون عابس را هيچ مرد آهنگ نبرد نفرمود ، ناچار فرياد برداشت : « ألا رجل ، الا رجل ؟ » بر عمر سعد اين كار ناگوار افتاد وفرمان داد كه : « عابس را به سنگباران بگيريد . » لشگريان از هر سو به جانب أو حجر ومدر روان كردند . عابس چون اين بديد ، در خشم شد ، زره خويش را از تن برآورد وبيفكند وخُوْدِ آهن از سر برگرفت وبپرانيد . آن‌گاه چون شير شميده وگرگ گله ديده حمله هاى ثقيل متواتر كرد . ربيع بن تميم گويد : سوگند با خداى همى نگريستم كه به هر سوى عطف عنان كردى ، دويست وبرافزون ترك جان گفتند وكوس زنان بر زبر يكديگر رفتند . 3 بدين گونه رزم داد تا از كثرت جراحات أحجار وزخم سنان وسيف بتار 4 از أسب درافتاد . كوفيان أو را كشتند وسر أو را از تن دور كردند وتنى چند دعوىدار شدند وهر يك همى گفت : « من أو را كشتم . » عمر بن سعد گفت : « هيچ كس يكتنه أو را نكشت ، بلكه همگان در قتل أو همدست شديد . » 1 . قرن ، قرين : حريف ، هماورد . 2 . تجاسر : جرأت نمودن . 3 . از شدت شتاب در فرار يكديگر را پهلو مىزدند . 4 . بتار : قاطع ، برّان . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 304 - 305 وكشته شدن جمعى كثير به شمشير عابس بن شبيب وغلام أو شوذب . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 371