مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

37

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

لأتت على نفوس العسكر بحذافيرها ؛ فما كنّا فاعلين لا امّ لك ؟ « 1 » ابن أبي الحديد ، شرح نهج البلاغة ، 3 / 263 / عنه : القمّي ، نفس المهموم ، / 302 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 359 - 360 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 351 [ وصف مقاتلهم ] قال : وجعل أصحاب الحسين عليه السلام يسارعون إلى القتل بين يديه ، وكانوا كما قيل فيهم : قوم إذا نودوا لدفع ملمّة * والخيل بين مدعّسٍ ومكردس لبسوا القلوب على الدّروع كأنّهم « 2 » * يتهافتون إلى ذهاب الأنفس « 3 »

--> ( 1 ) - وشمر ذي الجوشن در ميسرهء لشگر بود حمله كرد وأصحاب حسين عليه السلام با ايشان قتال عظيمى كردند ، چنان كه لشگر كوفه از آن بترسيد وهمگى لشگر حسين عليه السلام سى ودو تن سوار بودند وچهل تن پياده ، سواران وپيادگان حسين عليه السلام به هر جانب كه حمله مىكردند لشگر ملاعين منهزم مىشدند وخلايق بر هم مىافتادند ، عروةبن قيس فرياد برآورد كه سواران من جمله كشته شدند به دست اين نفر اندك ؟ تيراندازان بيامدند پانصد تن تيرباران كردند جمله اسب‌هاى أصحاب حسين عليه السلام زخم خوردند ومردان جمله مجروح گشتند وقتال عظيمى شد . شمر ذي الجوشن درآمد با لشگر خود زهيربن قين با ده تن به ايشان حمله كرد وبه هزيمت داد الّا آن كه اگر از أصحاب حسين عليه السلام يك تن كشته مىشد ظاهر بود به واسطهء قلّت ايشان واز لشگر كوفه اگر هزار تن كشته مىشد به جهت بسيارى ظاهر نمىشد وقتال مىكردند تا وقت زوال آفتاب حسين عليه السلام چون ظهر شد نماز شدت‌الخوف بگذارد واز أصحاب أو هيچ كس باقي نمانده الّا اقرباى أو برادر وعم‌زادگان از اقربا . وحسين عليه السلام به در خيمهء زنان رفت ، مالك كندى لعين شمشير بر سر امام حسين عليه السلام زد ، امام حسين با لشگر كفر حرب مىكرد وسه تن مانده بودند با امام . عجب كارى است كه سه مرد در مقابل هفتاد هزار مرد جهاد مىكردند ، حسين عليه السلام به خيمه رفت وزخم‌ها را محكم ببست وبيرون آمد وحرب مىكرد به موافقت سه نفر تا آن سه نفر هم كشته شدند . امام تنها ماند ، چون شير غران ميان افتاد واز آن ملاعين مىكشت وبه دوزخ مىفرستاد . عمادالدين طبري ، كامل بهايى ، 2 / 281 ، 285 ( 2 ) - [ في الدمّعة وتظلّم الزّهراء : وأقبلوا ] . ( 3 ) - راوي گفت : ياران حسين براي كشته شدن از يكديگر پيشى مىگرفتند وهمان‌طور بودند كه درباره اشان گفته شده است : گروهى كه چون رو به دشمن نمايند * پى نيزه‌داران وخيل سواران