مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
67
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> مىجسته است . اين استنتاجات ، أموري قطعي وغير قابل خدشه اند وبه اصطلاح منطقيين ، از قضاياى « قياساتُها معها » مىباشند . مدائنى كسى است كه هماره به جعل أحاديث سرگرم بوده واحاديثى به منظور جلالت قدر طايفهء أموي وتحقير وبي ارزش جلوه دادن بزرگ مردان خاندان وحى ونبوّت ساخته مىشدند . نكتهء سوم : دقت در عبارات اين گفتوگو پيرامون كنيز ، خود بيانگر گراى شديد مدائنى نسبت به امويان مىباشد . أو مىخواسته با ساختن اين داستان ، سندى بر روح بردبار وشكيباى معاوية ارائه دهد ودر مقابل ، خاندان پاك نبوي را تحقير نمايد . اما غافل از آن كه آينده نيّات پليد اورا آشكار خواهد نمود . مسلم در زمان فروش زمين ، جوانى هجده سأله بوده وپدرش نيز دار فانى را وداع گفته بوده است . ابنحجر مىنويسد كه عقيل در سال شصت هجرى درگذشته ، وبعضي وفات اورا بعد از آن مىدانند . 10 بنابراين ، مسلم سأله بوده وپدرش نيز دار فانى را وداع گفته بوده است . ابنحجر مىنويسد كه عقيل در سال شصت هجرى درگذشته ، وبعضي وفات اورا بعد از آن مىدانند . 10 بنابراين ، مسلم هنگام شهادتش - كه به سال شصت روى داد - فقط هجده سال داشت وحال آن كه مورخين گفتهاند أو در طول حيات خود سه همسر يا بيشتر برگزيد وپنج پسر ويك دختر داشت . البتة از نظر عقلي محال نيست كه شخصي در طول مدت كوتاهى بعد از رسيدن به سن بلوغ ، با سه همسر أزواج كند وصاحب شش فرزند گردد ؛ اما نظامات عادى مانع پذيرش چنين مطلبي مىگردند . از آن مهمتر ، هر يك از اين سه تن - يعنى عقيل ومسلم ومعاوية - در سال شصت از دنيا رفتهاند . مسلم در ذي الحجهء سال شصتم به شهادت رسيد ، مرگ معاوية در رجب همان سال روى داد وعقيل نيز معلوم نيست كه آيا در ماه رجب در گذشته يا قبل از آن ويا بعد از آن . حال اگر وفات عقيل در ماه رجب ويا بعد از آن روى داده باشد ، به هيچ روى نمىتوان ادعاى مسافرت مسلم به شام وفروش زمين به معاوية را پذيرفت . اما اگر وفات وى قبل از ماه رجب باشد ، حداكثر فاصلهاى كه مىتوان بين درگذشت أو با مرگ معاوية در نظر گرفت ، فاصلهء بين محرم ورجب ، يعنى شش ماه مىباشد . در اين زمينه گرچه عقلًا بعيد نيست كه مسافرت از مدينه به شام وفروش زمين به وقوع پيوندد ؛ اما چگونه مىتوان باور كرد كه مسلم با تحمل سختى مسافرتى اين چنين شتابان نزد معاوية رود وزمينى را كه در مدينه خريدارى نموده به أو بفروشد ! در جملهء مسلم به معاوية به صراحت آمده كه زمين مورد بحث در مدينه بوده است . أو به معاوية گفت : « من در فلان نقطه از مدينه زمينى دارم كه به قيمت صدهزار درهم خريدهام واينك مايلم آن را به تو بفروشم . » هر انسان منصفى باور مىكند كه رادمردى چون مسلم ، نمايندهء امام حسينبن علي عليه السلام به سوى مردم كوفه ، هرگز مرتكب اين اقدام سفيهانه نمىشود وهيچگاه به كارى دست نمىيازد كه عقل مؤيد آن نيست ، وسرزنش خردمندان را در پى دارد . آخر آيا مسلم مىتواند خود را قانع كند كه فقط به هدف فروش زمينى در مدينه راهى سخت را طي نمايد وخويشتن را به معاوية نزديك گرداند ؟ حاشا وكلّا كه طبع منيع وروح -