مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
25
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
في وسط قاع مفرداً بعيدا ( 12 * ) * وأنت بالمرصاد لن تحيدا ( 10 * ) « 1 » « 2 » مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 83 - 84 / عنه : المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 424 ، 423 « 2 »
--> ( 1 ) - [ في ينابيع المودّة والمعالي : يا مجيدا ] ( 2 ) - رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم جعفر بن ابىطالب وحمزةبن عبد المطلب را كه عامه وخاصه روايت كردهاند كه طبقى از ميوهء بهشت در نزد ايشان بوده و [ از آن ] مىخوردند ، عرض كردند : يا رسول اللَّه ! أفضل اعمال صلوات بر تو وسقى آب وحب علىبن أبي طالب است ، وأو اين بود كه حضرت امام حسين عليه السلام لشگر حر را با عداوت ايشان سيراب كردند ، چنانچه در « بحار » و « عوالم » و « ارشاد » مفيد است كه آن حضرت وقت سحرى كه خواستند از منزل سَرَف حركت فرمايند ، امر فرمود ، جوانان وأصحاب را كه آب زياد بردارند . پس تا نصف روز به راه رفتند . در آن حال يكى از أصحاب آن حضرت تكبير گفت . آن حضرت فرمود : « اللَّه أكبر لِمَ كبرت ؟ سبب تكبير تو اين وقت چه بود ؟ » عرض كرد : « نخلستان به نظر من آمد ، كناية از آن كه به منزل نزديك شديم . » بعضي از أصحاب عرض كردند : « اينجا نخل نبود . » آن حضرت فرمود : « پس چه چيز است ؟ » عرض كردند : « نرى واللَّه أسنّة الرّماح وآذان الخيل . » گوش اسبان وسرنيزه ونوك علم است * كه نشان از اجل أهل نظر خواهد داد قصهء قتل برادر به برادر دارد * خبر مرگ پسر را به پدر خواهد داد آن حضرت فرمود : « آيا اينجا پناهى مىباشد كه پشت به أو دهيم ؟ اگر به قتال انجامد ، از وجه واحد باشد ؟ » گفتند : « بلى ! اينجا ذو حسم است . » از طرف چپ راه آن حضرت به آن سمت ميل فرمودند وفرود آمدند وخيمهها را زدند . در اينحال حر رياحى با هزار سوار رسيد ودر مقابل حضرت در آن گرمى هوا فرود آمد ، درحالى كه شمشيرها حمايل داشتند ودر كمال تشنگى بودند . حضرت امر فرمود به فتيان وجوانان كه قوم را آب سير دهند واسبان را نيز كمي آب بدهند . پس تشتها را پر آب مىكردند وهر اسبى را سه جرعه وچهار جرعه وپنج جرعه آب مىدادند وبعد أسب ديگر را تا تمام اسبان ايشان را به اين طريق آب دادند . آب داد آن تشنه لب بر لشگر ابن زياد * يعنى اى قوم يهودي فطرت سست اعتقاد گر دهيد آبى در اين صحرا به طفلان حسين * ما عوض از حوض كوثر اين چنين خواهيم داد علي بن طعان محاربي در آخر أصحاب حر آمد . چون سيدالشهدا عليه السلام تشنگى أو وتشنگى أسب اورا ديدند ، فرمودند : « شتر آب را بخوابان . »