مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
632
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - اما حسن بن حسن مثنىبنحسن بن علي بنابىطالب ! كنيت أو أبو علي است واورا حسن مثلث گويند ؛ چه پسر سيم است كه بلا واسطه حسن نام دارد . أو نيز در حبس أبو جعفر منصور در كوفه وفات يافت . أبو الحسن عمرى گويد : « محبس أو در بغداد بود ودر زندان جان بداد وچهلوپنج سال روزگار برده بود . » اما جعفر بن حسن مثنى كنيت أو أبو الحسن است وأو سيّدى با ذلاقت زبان وطلاقت لسان بود ودر شمار خطباى بني هاشم مىرفت واز براي اوست كلام مأثور . وى نيز به حبس منصور افتاد ؛ لكن أو را رها ساخت تا به مدينه مراجعت كرد ؛ چون سنين عمرش به هفتاد رسيد ، وفات يافت . اما داود بن حسن بن حسن عليه السلام كنيت أو أبو سليمان است وأو از جانب برادرش عبداللَّه محض توليت صدقات أمير المؤمنين علي عليه السلام را داشت . أو را نيز منصور به حبس افكند . مادرش به نزد صادق آل محمد عليهم الصلاة والسلام آمد وبناليد . آن حضرت دعاى استفتاح را به أو بياموخت كه معروف به دعاى امّ داود است ومادر داود بدانسان كه آن حضرت آموزگارى فرمود در نيمه رجب ، آن دعا را قراءت كرد وسبب خلاص پسر شد . لا جرم داود به مدينه آمد ودر شصت سالگى از جهان درگذشت . اما محمد بن حسن مثنى به سراى جاودانى انتقال يافت وأو را فرزندى نبود ، اما دختران حسن مثنى نخستين زينب أو را عبد الملك بن مروان به حبالهء نكاح درآورد . اما شرححال ومآل كار امّ كلثوم معلوم نيست . اما فاطمه به حباله نكاح معاوية بن عبداللَّه بن جعفر طيار درآمد واز وى چهار پسر ويكدختر آورد ؛ اوّل يزيد ، دوم صالح ، سيم حماد ، چهارم حسين ونام دخترش زينب بود . دختر چهارم حسن مثنى ، رقيه نام داشت . شرححال أو نيز معلوم نيست . همانا از پنج پسر حسن مثنى را عقب بود : اوّل عبداللَّه محض ، دوم إبراهيم غمر ، سيم حسن مثلث ، چهارم جعفر ، پنجم داود . 1 . يعنى مبتلا به مرض گرى . سپهر ، ناسخ التّواريخ امام حسن مجتبى عليها السلام ، 2 / 325 - 336 در مصباح الأنوار عبداللَّه بن حسن از جدّ خويش حديث مىكند ، قال : إنّ فاطمةَ بنتَ رسولِ اللَّهِ لمّا احتضرت نظرت نظراً حادّاً ثمّ قالت : السّلام على جبرئيل ، السّلام على رسول اللَّه ، اللّهمّ مع رسولك ، اللّهمّ في رضوانك وجوارك ودارك دار السّلام ، ثمّ قالت : أترون ما أرى ؟ فقيل لها ما تري ، قالت : هذه مواكب أهل السّماوات وهذا جبرئيل وهذا رسول اللَّه يقول : يا بُنيّة أقدمي فما أمامك خيرٌ لكِ . فاطمه دختر رسول خدا هنگامىكه محتضر شد ، نظر كرد ونظر كدرنى تند وگفت : السّلام على جبرئيل ، السّلام على رسول اللَّه ، اى پروردگار ! مرا با رسول خود در بهشت خود وجوار خود وسراى خود كه دار السّلام است بدار ، آنگاه فرمود : آيا مىبينيد شما آنچه من مىبينم عرض كردند چه مىبينى ؟ فرمود : اينك مواكب أهل آسمانه است واينك جبرئيل واينك رسول خدا است كه مىفرمايد : اى دختر ! به سوى من بشتاب آنچه در پيش رُوى تو است نيكوتر است از براي تو . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت زهراء عليها السلام ، 4 / 186 - 187