مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
631
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - مادر عبداللَّه بود . چه بعد از فوت حسن مثنى به حبالهء نكاح عبداللَّه بن عمر بن عثمان درآمد ؛ لكن حسن ابن زيد بعد از اين سخن از دختر عم خود شرمسار شد وديگر با عبداللَّه محض از براي توليت صدقات سخن نكرد . در خبر است : گاهى كه محمد تصميم عزم داد كه خود را پوشيده بدارد تا آنگاه كه اعداد امر خروج بر وى راست شود ، عبداللَّه فرزند را به اين كلمات وصيت فرمود : « فقال : يا بُنيَّ ! إنِّي مؤدّ إليك حقّ اللَّه تعالى في تأديبك ونصيحتك فأدِّ إليَّ حقّه في الاستماع والقبول . يا بُنيَّ كفِّ الأذى وأفِضِ النّدى واستعن بطول الصّمت في المواضع الّتي تدعوك نفسك إلى الكلام فيها ، فإنّ الصّمت حسن وللمرء ساعات يضرّه فيها خطؤه ولا ينفعه صوابه . واعلم أنّ من أعظم الخطأ العجلة قبل الإمكان والأناة بعد الفرصة . يا بُنيَّ احذر الجاهل وإن كان ناصحاً كما تحذر عداوة العاقل إذا كان عدوّاً فيوشك الجاهل أن يورِّطك بمشورتك في بعض اغترارك فيسبق إليك مكر العاقل . وإيّاك ومعاداة الرّجال فإنّه لا يعدمك منها مكر حليم ومباراة جاهل » . فرمود : « اى فرزند ! من ادا مىكنم در حق تو آنچه را كه خداى واجب داشته در تأيب ونصيحت تو وتو ادا كن حق خداى را در شنيدن وپذيرفتن از من . هان اى فرزند ! خويشتندارى كن در آزار واذى وحريص باش در بذل وعطا واستعانت بجوى به طول خاموشى آنجا كه نفس تو را به سخن نابهنجار انگيزش مىدهد ، چه خاموشى نيكو صفتي است . دانسته باش كه از براي مرد ساعاتى است كه در آن ساعات زيان مىرساند خطاى أو وسودى نمىبخشد أو را صواب أو وبزرگتر خطاى مرد عجلت وشتابزدگى است در اقدام امر از آن پيش كه صورتپذير باشد ؛ چنانكه خطايى بزرگ است توانى در اقدام امر گاهى كه فرصت به دست شود ، هان اى پسرك من حذر كن از جاهل اگر چند ناصح باشد ؛ بدانسان كه حذر مىكنى از عاقل گاهى كه خصومت آغازد . همانا نصيحت جاهل تو را مغرور كند ودر ورطه افكند كه از آن بيرون نتوانى شد وعاقل را در فريب تو نيرو دهد . وبهپرهيز از خصمي با مردم چه باز نمىدارد از تو مكيدت عاقل وخصومت جاهل را . » إبراهيم ، برادر اعيانى عبداللَّه محض ومكنى به أبو إسماعيل است . از كثرت جود ومناعت محل وشرافت محتد ملقب به غمر گشت . أو وبرادرش عبداللَّه از رواة حديث هستند وأو در كوفه صندوق داشت . قبرش مزار قاصى ودانى گشت . أبو جعفر منصور أو را وبرادرش را وديگر اخوانش را چنانكه بدان أشارت شد ، مأخوذ داشت ودر كوفه محبوس نمود ومدت پنج سال در كمال رنج وزحمت وتمام شكنجه وصعوبت در حبسخانه روز گذراند ودر سال صدوچهلوپنجم هجرى در زندان به دار جنان انتقال فرمود ومدت عمرش شصتونه سال بود . ابن خداع گويد : « در يك منزلي كوفه وداع جهان گفت وشصتوهفت سأله بود . » أو را فضايلكثيره ومحاسن شهيره بود ؛ اما سفاح در زمان خود مقدم أو را مبارك مىداشت ؛ چنانكه بدان أشارت شد . -