مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
625
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - دانستهاى كه رسول خدا فرمود : فاطمه دختر من است . هركه رضاى أو را جويد ، رضاى من جسته است وهركه أو را به غضب آورد ، مرا به غضب آورده است . ومن مىدانم اگر فاطمه دختر رسول خدا زنده بود وتو با اينكه دختر حسين عليه السلام را در سراى دارى ، دختر مرا زن مىگرفتى ، به غضب مىآمد . » سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 273 - 274 حسن پسر امام حسن عليه السلام را حسن مثنى مىناميدند وكنيت أو نيز أبو محمد است . حسن مثنى سه پسر ودو دختر از فاطمه ، دختر امام حسين عليه السلام داشت ؛ امّا پسران ، اوّل عبداللَّه ، دوم إبراهيم ، سيم حسن ؛ ودختران ، اوّل زينب ، دوم امّ كلثوم ودو پسر ديگر داشت ، يكى داود وآن ديگر جعفر . أبو نصر بخارى گويد : مادر اين دو پسر امّ ولد بود ، از مردم روم . نامش حبيبه بود وامّ خالد كنيت داشت . پسر ديگرش را محمد نام بود ومادرش رمله نام داشت وأو دختر سعد بن زيد بن عمرو بن نوفل عدوى است ودو دختر ديگر داشت ، يكى رقيه وآن ديگر فاطمه . أبو الحسن عمرى گويد : حسن مثنى را نيز يك دختر بود كه قسيمه نام داشت وأو به خانهء نكاح حسين ابن عبيداللَّه بن عباس درآمد ؛ اين جمله شش پسر وپنج دختر بود . عبداللَّه بن حسن مثنى نيز مكنى بود به أبو محمد وأو را عبداللَّه محض مىناميدند ومادر أو فاطمه دختر حسين بن علي بن ابىطالب عليهما السلام است ومادر فاطمه امّ إسحاق دختر طلحه بن عبيداللَّه است . مادر امّ إسحاق جربا ، دختر قسامه است وأو چندان نيكو روى بود كه هر زن نيكو جمال در پهلوى جاى كردى ، قبيح الوجه به نظر آمدى . لا جرم زنان از نزديكى أو دورى مىجستند وأو از اين روى ملقب به جربا شد ؛ چه جربا زنى را گويند كه زنان ديگر از رشگ وحسدى كه به حسن أو دارند ، از وى نفرت مىكنند ، مثل آن كس كه از اجرب وگرين 1 نفرت كند وأو اوّل كس از أولاد امام حسن است كه مادرش دختر امام حسين است ؛ چنانكه امام محمد باقر كه اوّل كس است از أولاد حسين كه مادرش از أولاد امام حسن است . عبداللَّه در زمان خود ، شيخ بني هاشم بود وأو را أجمل ناس وأكرم ناس وأفضل ناس واسخاى ناس مىناميدند . وقتي أو را گفتند : « شما چگونه أفضل ناس شديد ؟ » گفت : « لأنّ النّاس كلّهم تمنّوا أن يكونوا منّا ولا نتمنّى أن نكون من أحد » ؛ يعنى : « مردم همه آرزومندند كه از سلسلهء ما باشند وما هرگز آرزو نمىكنيم كه از ديگرى باشيم » . أو قوى النفس وشجاع بود وگاهى شعري فرمودى در حق زوجه خود هند دختر أبو عبيده وآن را به لحن خوش انشاد نمودى : يا هند إنّك لو سمعت بعاذلين تتابعا * قالا فلم أسمع لما قالا وقلت ألا اسمعا هند أحبُّ إليَّ من نفسي وأهلي أجمعا * ولقد عصيت عواذلي وأطعت قلباً موجعا واز اشعار اوست كه فرمايد : -