مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

571

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - 2 . در چند صفحه بعد ( در باب ناميدن محمد بن عبدا به مهدى ) عين همين حديث با مختصر اختلافى به دو طريق ذكر شده كه راوي يكى از آن دو همين إسماعيل هاشمي است ودر آن‌جا أبو جعفر به جاى جعفر ذكر شده وهمان أبو جعفر صحيح ومقصود أبو جعفر منصور است وبه احتمال قوى عبارت اين‌جا هم همان « أبو جعفر » بوده ولفظ « أبو » در اوّل كلمه از قلم نساخ افتاده است . چون هر دو نسخه‌اى كه در دست ما بود به همين نحو بود ، ما هم در متن با علامت تصرفى كرده ودر پاورقى آن را توضيح داديم . ( مترجم ) مصحح گويد : از ذيل كلام كه گويد : « محمد بن عبداللَّه مهديّنا أهل البيت » ونيز روايت أحمد بن إسماعيل در صفحه بعد كاملًا معلوم است كه قائل أبو جعفر منصور بوده ونه جعفر بن محمد ولفظ « أبو » افتاده است ؛ لذا بين دو قلاب « أبو » را اضافه كرديم ونيز بدان كه صاحب « عمدة الطالب » عليه الرحمة اشتباه كرده كه در بيان فضيلت سادات حسنى به اين روايت تمسك جسته ومراد از جعفر را جعفر بن محمد عليهما السلام دانسته [ است ] . 3 . در « تاريخ طبري » گويد : « عقبه به مأموريت خويش رفت وبا عبداللَّه بن حسن تماس گرفت ونامه‌اى به أو داد ؛ اما عبداللَّه نپذيرفت وبا تندى گفت : من اين‌ها را نمىشناسم . لكن عقبه آن قدر در خانه عبداللَّه آمد وشد كرد واصرار ورزيد تا اين‌كه عبداللَّه أو را پذيرفت وبا أو مأنوس شد . » ( مصحح ) 4 . پيش از اين گفته شد كه جرباء نام مادر امّ إسحاق دختر طلحه بود . 5 . در پاره‌اى از نسخ « مسيّب بن إبراهيم » است ؛ اما مسيّب بن زهير در سند عامل بنى عباس بود . 6 . نام جايى در سرزمين حجاز است . 7 . مقصودش اين بود كه اجازه دهد تا محمد خود را تسليم منصور كند وبه اين وسيله عبداللَّه وديگران آزاد شوند . 8 . خانهء مروان جايى بوده [ است ] كه بنى الحسن را در آن‌جا به دستور منصور زندانى كردند . 9 . در « تاريخ طبري » چنين است : « دربان گفت : اولادان حسن داخل شوند . پس همه از درِ مقصوره داخل شدند وآهنگران نيز از درِ مروان داخل شدند ودستور آوردن غل وزنجير صادر شد » . ( مصحّح ) 10 . دختر محمد بن عبداللَّه همسر إبراهيم بن عبداللَّه بن حسن بود ومنصور بىشرم چون دسترسى به إبراهيم نداشت ، براي فرو نشاندن خشم خويش وناراحت كردن محمد بن عبداللَّه اين سخنان ركيك زشت وتهمت‌هايى را كه از دهان هيچ انسان باشرفى خارج نمىشود ، به محمد مىگويد . ( مترجم ) 11 . موسى يكى از پسران عبداللَّه بن حسن بود وجد موسى بن عبداللَّه راوي حديث است . 12 . عبارت أصل « ماء وثلج » بود وما نيز بدون تصرف ترجمه كرديم ؛ ولى ظاهر آن است كه واو زائد است . ( مترجم ) 13 . از ابن جوزي وديگران نقل شده [ است ] كه گفته‌اند : اين كار منصور ( يعنى سر محمد ديباج را به جاى سر محمد بن عبداللَّه محض وانمود كردن به آن جهت بود كه أبو عون حاكم أو در خراسان به أو نوشت : مردم خراسان به خاطر مخالفت محمد وإبراهيم پسران عبداللَّه بن حسن بيعت ما را مىشكنند . منصور اين كار را كرد تا مردم يقين كنند محمد بن عبداللَّه كشته شده است ودست از مخالفت خويش بردارند . ( مترجم ) -