مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

413

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - خواهم شد واگر من أو را كشتم ، أو نيز با جدش أبو سفيان وپدرش معاوية خواهد پيوست . » يزيد چون اين بشنيد ، لختى شزراً 2 در أو نگريست ، فقال : شنشنة أعرفها من أخزم * ما تلد الحيّة إلّاحُيّية همانا يزيد از اين كلمات ، متمثل به امثلهء عرب شد . چه أبى أخزم كنيت جد حاتم طايى است وپسر أو كه أخزم نام داشت ، به شراست 3 طبع ونكوهش خوى وسوء خلق معروف بود . أو در جوانى وداع جهان گفت واز وى چند تن فرزندان به جا ماندند . يك روز اين پسران أخزم بر جد خود أبو أخزم بتاختند وسر وروى أو را با چنگ ودندان خون‌آلود كردند . أبو أخزم از خوى درشت پسرش أخزم ياد كرد واين شعر را در حق پسران أخزم گفت : إنّ بنيّ رمّلوني بالدّم * شنشنة أعرفها من أخزم يعنى : « فرزندزادگان من ، مرا خون‌آلود كردند واين طبيعت ناهموار وخوى درشت را از پسرم أخزم به ميراث دارند . » بالجملة ، يزيد بعد از اين مثل گفت : « از مار جز مار بچه نزايد . » آن‌گاه با مردم خود گفت : أنظروا ، هل اخضرّ إزاره ؟ يعنى : « نگران شويد كه موى از اندامش دميده 4 وبه حد رشد وبلوغ رسيده است يا هنوز كودكى باشد . » پس نگريستند وگفتند : « هنوز مكلف نيست . » لا جرم دست از قتل أو باز داشت تا أهل بيت أو را به جانب مدينه مراجعت دادند . 1 . مصارعت : كشتى گرفتن . 2 . شزر ( بر وزن فَلْس ) : از روى خشم با گوشهء چشم نگريستن . 3 . شراست : زشت‌خويى است . 4 . فقهاى شيعه علامت بلوغ پسر را يكى از سه چيز ذكر كرده‌اند : 1 - كامل شدن 15 سال قمري . 2 - روئيدن موى درشت بر عانه ( زير ناف ) . 3 - احتلام كه مراد يزيد علامت دوم بوده است . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 2 / 324 - 325 ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 277 ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 253 از اين پس يزيد فرمان كرد تا علي بن الحسين عليهما السلام وحرم آن حضرت را در سرايى مخصوص از بهر ايشان درآوردند وآنچه ايشان را لازم بود ، از بهر ايشان مقرر داشت وتا علي بن الحسين عليهما السلام حاضر نمىشد ، روز وشب دست به طعام نمىبرد ودر روايتي آنچه زن‌هاى آن ملعون در خدمت أهل بيت تقديم كردند ، پذيرفته نشد ونيز از مكالمات ايشان در أيام توقف در دمشق با هند دختر معاوية وعاتكة دختر يزيد به -