مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
363
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - من عند النِّساء يشتدّ حتّى وقف إلى جنب عمّه الحسين ، فصاح الحسين عليه السلام : يا أختاه ! احبسيه . فقال عبداللَّه : لا واللَّه لا أفارق عمّي إلى آخره . در ناسخ گويد : عبداللَّه بن الحسن كه در ميان زنان مىزيست وهنوز از حلم خبري نداشت ومراهق نبود ، چون عم خويش را به اين حال نگريست ، تاب وتوان از وى برفت وآهنگ ملازمت خدمت عمو كرد . از خيمه بيرون دويد تا خويشتن را به عم بزرگوار خويش رساند . زينب عجلت كرد وأو را بگرفت واز آن سوى امام عليه السلام ندا درداد كه : « يا أختاه ! احبسيه ؛ اى خواهر ! عبداللَّه را نگه دار » كه در اين ميدان بلاانگيز درنيايد وخود را هدف تير وتيغ ننمايد . زينب چند كه در منع أو شدت كرد ، فايدتى به دست نشد . عبداللَّه گفت : « سوگند به خداى كه از عم خود جدا نشوم . » وقوت كرد وخود را از دست زينب رها ساخت ودوان دوان خود را به حسين رساند . در اين وقت أبجر بن كعب تيغ برانگيخت تا بر حسين فرود آورد . عبداللَّه دست خود را وقايهء عم خويش ساخت وشمشير دست أو را قطع كرد . چنانكه با پوست زيرين بياويخت . پس فرياد برداشت كه : « يا امّاه ! دستم را بريدند . » حسين عليه السلام أو را بگرفت وبه سينه خود چسبانيد وقال : « يا بن أخي ! اصبر على ما نزل بك واحتسب في ذلك الخير ، فإنّ اللَّه تعالى يلحقك بآبائك الصّالحين » . فرمود : « اى فرزند برادر من ! شكيبايى مىكن بر آنچه بر تو فرود آمد وآن را از در خير وخوبى بشمار كه هماكنون خداوند تو را با پدران بزرگوار تو پيوسته مىدارد . » اين وقت حرملة بن كاهل همچنانكه عبداللَّه در كنار حسين بود ، خدنگى به سوى أو روان وأو را شهيد كرد . محلاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 91 - 92 قاتل أو : « حرملة بن كاهل اسدى » با تيراندازى به طرف أو ، أو را به شهادت رساند . عبداللَّه بن حسن درحالى كه بيهوش بود ، در آغوش امام حسين از دنيا رفت . هنگامى كه « بحر بن كعب » خواست با شمشير امام حسين را به قتل برساند ، عبداللَّه بن حسن ، دستش را پيش برد وجلو ضربت شمشير أو را گرفت . شمشير با دست أو برخورد كرد ودستش را قطع نمود . هاشم زاده ، ترجمهء أنصار الحسين ، / 127 - 128