مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
1164
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - به حق خدا رب عرش از شما * نگرديم تا جنگ باشد جدا وجنگ را ادامه داد تا كشته را به دويست تن رسانيد . مردم كوفه از كشتن أو خوددارى مىكردند . چشم مرة بن منقذ عبدي ليثى به أو افتاد وگفت : « گناه عرب به گردن من باشد اگر با چنين كشتارى بر من گذارد وداغش را به دل مادرش نگذارم . » 1 در اين ميان كه به مردم حمله مىكرد ، مرةبن منقذ سر راه اورا گرفت ونيزهاى به أو نواخت واورا به خاك انداخت 2 ولشكر دورش را گرفتند وبا شمشير اورا پارهپاره كردند . در « مناقب » است كه مرةبن منقذ عبدي به ناگهانى نيزهاى بر پشت أو زد واورا شمشيرباران كردند . أبو الفرج گويد : پياپى حمله مىكرد تا تيرى به گلوگاه أو زدند وگلويش دريد ودر خون غوطهور شد وفرياد كشيد : « پدرجان ! عليك السلام ، اين جدم رسول خداست كه گويد زود بيا . » ونالهاى كرد كه جان داد . سيد رحمه الله گويد : حسين به بالينش آمد وگونه بر گونهاش نهاد ( ط ح ) . حميد بن مسلم گويد : روز عاشورا به گوش خود شنيدم كه حسين مىفرمود : « اى پسرجانم ! خدا بكشد مردمى را كه كشتند تورا چه اندازه بر خداى بخشاينده وبر هتك حرمت رسول خدا جرأت دارند ؟ » ( د ) سيل أشك روان كرد وگفت : « پس از تو أف بر دنيا ! » در « روضة الصفا » است كه حسين بر بالين أو بلند گريست وتا آن زمان كسى گريهاش را نشنيده بود . 3 گويم : در اينجا خوش دارم اشعار ابىتمام را ضربالمثل آرم : در راه خدا كشته شد وبسته شد از أو * راهى كه خدا را بد وسرحد به خطر شد از مقتل أو چشم قبايل همه خونبار * وز مدح وثنايش همه آفاق خبر شد عمرش به دو نيم آمده در كل حوادث * نيميش غزا بود وعطا نيم دگر شد از تيغ وسنان جان خود از دست بداده * جانبازى مردانهاش آيين ظفر شد تا تيغ به كف داشت ، نيفتاد ابر خاك * تا نيزه أو نشكست ، كي تيغ بهسر شد با حمد وثنا صبحي شد وارد پيكار * تا آن كه كفن اورا چون جامه بهبر شد پوشيد قباىسرخاز مرگ وچه شبآمد * از سندس سبز اورا زينت بر وهمسر شد در زيارة أو كه از امام صادق عليه السلام روايت شده ، آمده است : « پدر ومادرم قربان سر بريده وكشتهء بىجرم ، پدر ومادرم قربان خونت كه تا نزد حبيب خدا بالا رفت وپدرم وماردم قربانت كه در برابر پدر به ميدان شتافتى وأو تورا در راه خدا داد وبر تو مىگريست ودلش بر تو مىسوخت وخونت را تا دل آسمان مىپاشيد وقطرهاى از آن بر نمىكشت ونالهاش براي تو خاموش نمىشد . 1 . در « روضة الصفا » است كه دوازده بار بر لشكر حمله برد . 2 . در بعضي مقاتل است كه منقذ شمشيرى بر فرق سرش نواخت واورا از كار انداخت ولشكر شمشير بر أو زدند وأو -